من از هلند می آیم (تازه مسلمان هلندی در پیاده روی اربعین)

قبلا فکر می کردم با ایجاد تغییر و تنوع در پوشش و آرایش خودم، می توانم شاد زندگی کنم، ولی آن موقع اصلا حال خوشی نداشتم. دائم نگران بودم ظاهرم چطوراست؟! مردم چی فکر میکنند و… ولی الان حجاب رو انتخاب کرده ام دیگه برایم اهمیت نداره که مردم درباره ام چطور فکر می کنند و فقط نظر خدا برایم مهم است.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گپ و گفتی با بانوی تازه مسلمان هلندی در مسیر پیاده روی اربعین حسینی.
من واقعا نمیتوانستم باور کنم یک غیر مسلمان می تواند مسلمان شود!  یک روز عصر بخاطر فشارهای عصبی بشدت گریه کردم و از خودم پرسیدم چطور ممکن است بعضی مردم در کشورهای در حال جنگ مثل افغانستان، عراق و سایر کشورها به اندازه من ناراحت نیستند! و اشک نمی ریزند و خیلی هم شادتر از من هستند. دلم میخواست من هم آن احسای شادی راتجربه کنم.

می خواستم قدرت و استحکام حاصل از دین اسلام را احساس کنم و فکرش را نمی کردم من هم مسلمان شوم. آنوقت بود که خوابی دیدم…

آن مقع من خبر نداشتم، اما در ماه رمضان و شب قدر بود. در خواب رسول الله (صلی الله علیه و اله) را دیدم که قرآنی به من داد و گفت نگران نباش تو مسلمان خوبی خواهی شد. و خداوند گناهان تو را می بخشد.

یک ماه بعد یک خانم اندونزییایی را ملاقات کردم و به من یک قرآن داد. شروع کردم به مطالعه و خواندن آن. ناگهان همه غم و غصه هایم از بین رفت و آن موقع بود که واقعا تصمیم گرفتم مسلمان شوم. دوباره اعتماد به نفسی که مدتها بود از دست داده بودم بدست آوردم.

قبلا فکر می کردم با ایجاد تغییر و تنوع در پوشش و آرایش خودم، می توانم شاد زندگی کنم، ولی آن موقع اصلا حال خوشی نداشتم. دائم نگران بودم ظاهرم چطوراست؟! مردم چی فکر میکنند و… ولی الان حجاب رو انتخاب کرده ام دیگه برایم اهمیت نداره که مردم درباره ام چطور فکر می کنند و فقط نظر خدا برایم مهم است.

من از هلند می آیم کشور کوچکی در اروپا
دو یا سه سال بود که واقعا آرزو داشتم به کربلا بروم و هر بار که فرصتش پیش می آمد جور نمیشد که بیایم. دلم می خواست در عوض زمانی که در کنار امام حسین (علیه السلام) نبودم کاری انجام دهم. من آن موقع نتوانستم به او کمک کنم و الان وقت آن رسیده که او را یاری دهم. الان این فرصت نصیبم شده که به کربلا بروم و آن شاءلله دیگر نزدیک شده ایم. ما پیاده روی رو از نجف شروع کردیم. این مراسم به مناسبت چهلم (اربعین) شهادت امام حسین (علیه السلام) است واقعا انتظار نداشتم این همه مسیر را پیاده تا کربلا بروم.

چون در هلند همیشه پاهایم درد میکرد و از این بابت همیشه شاکی بودم. معمولا نمیتوانم زیاد راه بروم و یا چیزی را بلند کنم اما الحمدالله الان دردی ندارم. بله!… راه رفتن در اینجا واقعا خاص است و کمی حال حضرت زینب (سلام الله علیه) را درک کردم.

شما نمیتوانید چنین چیزی را در هلند ببینید. من زندگی در اینجا را بسیار دوست دارم. مهم نیست که استفاده از سرویس های بهداشتی اینجا برایم مشکل است اما زندگی در هلند بسیار سرد سرد است و واقعا دلم میخواهد زندگی گرم اینجا را داشته باشم. الحمدالله که امام حسین(علیه السلام) مرا انتخاب کرد. این دعوت از جانب امام حسین(علیه السلام) است

 

تنظیم و پیاده سازی هانیه زمامدار– گروه تحقیقات سایت رهیافته (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: