مصاحبه رادیو رهیافته با آخوند چینی
ماجرای خواب امپراطور چین و درخواست از پیامبر اسلام برای فرستادن مبلغ به این کشور

تعداد مسلمانان چین، بیش از صد میلیون نفر است و این آمار از طرف حکومت کمونیستی چین، بیست و سه میلیون نفر اعلام می­شود و اما این آماری که بیش از صد میلیون نفر تخمین زده می شود به زمانی بر می­گردد که در حزب “کومینتان” یعنی قبل از حکومت کمونیستی آمارگیری کردند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) ” حجت الاسلام مصطفی آقایی ” از مبلغین موفق بین المللی شیعه محسوب می­شود که در کشور چین و به زبان چینی فعالیت تبلیغی نموده است. او که به واسطه مستند آخوند چینی با همین نام شناخته می­شود در گفتگو با رادیو رهیافته کانال رهیافتگان به سوالات مخاطبان این کانال پاسخ گفت که شرح ان بصورت مکتوب توسط اعضا انجمن شهید ادواردو آنیلی پیاده شده و به سمع و نظرتان می­رسد.

 

 رهیافتگان : در ابتدا کمی در مورد کشور اسلام و چین برایمان بگویید؟

 

قدمت اسلام در چین، به صدر اسلام بر می­گردد. در مورد حضور مسلمانان در چین، در تاریخ­های ما از سال ۳۱ هجری به بعد یکسری اسناد و مدارکی داریم اما در بین خود چینی­ها و مسلمانان چین و در تاریخی که آنها درج کرده­اند، قدمت اسلام به زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله ) بر می­گردد و برای این موضوع، دو داستان بین مسلمانان چین معروف است. داستان اول اینکه شبی امپراطور یینجین از سلسله سوئی، ستاره بسیار تابانی را در آسمان می­بیند و منجم­ها را صدا می­زند تا در مورد سعد و نحس (خوش یمنی و بد یمنی) این ستاره سوال بپرسد. ستاره شناسان می­گویند که این نشانه­ای بر پدید آمدن و ظهور رهبری بزرگ در کشور تاشی است که در آن موقع به عربستان تاشی می­گفتند. امپراطور سفیری را به کشور عربستان اعزام می­کند تا در این مورد تحقیق کند. سفیر پس از یکسال سفر، به کشور تاشی می­رسد و پیامبر (صلی الله علیه و آله  سلم) را ملاقات می­کند و پیام امپراطور چین را به ایشان می­رساند و از ایشون دعوت می­کند تا به چین بیایند. در تاریخ اینها به این شکل آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قبول نمی­کنند و چهار نفر را به همراه سعد ابی وقاص، برای تبلیغ به چین می­فرستند و آن سفیر چینی، نقاش ماهری هم بوده و چهره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را می­کشد. داستانهایی در مورد حضور آن چهار نفر نزد پادشاه چین وجود دارد. برخی می­گویند که چند نفر از آنها در مسیر می­مانند و در نهایت سعد ابی وقاص به چین می­رسد و الان در آنجا یک مسجدی هست که می­گویند محل دفن سعد وقاص است. این در تاریخ چینیان است.

داستان دیگری هم وجود دارد و آن به دوران امپراطوری تایجونگ از سلسله تانگ بر می­گردد. شبی امپراطور خواب وحشتناکی می­بیند. از خواب می­پرد و از تعبیر کنندگان خواب در مورد تعبیر خوابش می­پرسد. او می­گوید من در خواب دیدم که هیولایی به سویم حمله کرد. در آن موقع، مردی بلند قد با ردایی سبز و پارچه سفیدی که بر سر داشت و در حالیکه تسبیحی که در دست می­چرخاند آمد و هیولا را فراری داد. معبران می­گویند هیولا نشانه آشوب و خیانت و توطئه است و مردی که با این مشخصات می­گویید، پیامبر بزرگ مردم تاشی ( عربستان) است که منظور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. و می­گویند که شما دچار بحران سیاسی خواهید شد که به کمک این فرد از بین خواهد رفت. زمانی­که این بحران رد می­شود، امپراطور چند نفر را به عنوان سفیر به سمت تاشی می­فرستد تا از پیامبر دعوت کنند تا به چین بیاید و در مورد دینش بگوید. همانطوری که در داستان قبل گفته شد، پیامبر فردی به نام وقاص را به همراه چند نفر به چین می­فرستند اما اغلب این افراد به علت مریضی در راه و … نمی­توانند به چین برسند و در نهایت وقاص به چین می­رسد.

در مورد ورود اسلام به چین، یازده نوع نظریه داریم و این نظریه ها به ترتیب عبارتند از:

نیمه اول دوران سلسله سوئی، در نهمین سال امپراطوری دائیه، در دوازدهمین سال امپراطوری در سلسله سوئی، دوران امپراطوری ووده از سلسله تانگ، دومین سال و سومین سال و ششمین سال امپراطوری سلسله تانگ، در دومین سال امپراطوری یونگ وی از سلسله تانگ، در دومین سال امپراطوری جین یوآن از سلسله تانگ، در دوران امپراطوری مین خوآ  از  سلسله تانگ و مورد یازدهم در دوره امپراطوری سوجونگ از سلسله تانگ است.

البته برخی حداکثر در قرن هفتم میلادی و حداقل در قرن پانزدهم میلادی را به طور جداگانه به کار برده­اند.

 

 

رهیافتگان : دوستان تقریبا با شما در رسانه­های مختلف آشنا هستند. به نظرم پیش از هر چیز، بریم سراغ این سوال که چرا شما رو به نام ” آخوند چینی ” می­شناسند؟

 

علت اصلی که بنده رو به عنوان آخوند چینی می­شناسند بر می­گرده به مستندی که جناب آقای محمد تقی رحمتی از بنده ساخت. ایشون مستندی از فعالیت­های تبلیغی بنده در چین با عنوان “مستند آخوند چینی دات کام” ساخت که در جشنواره سوم فیلم عمار جزو برگزیده­ها بود و از آن به بعد، اصحاب رسانه به بنده آخوند چینی گفتند.

 

رهیافتگان : چی شد که اصلا شما زبان چینی کار کردید؟  

 

بنده برای تبلیغ دین مبین اسلام، زبان چینی رو یاد گرفتم تا انشاالله برای نوکری اهل بیت (علیهم السلام) و در مورد اسلام و شیعه و اهل بیت (علیهم السلام) که واقعا در عالم حالت مظلومیت دارد، برای چینی ها بگویم. در چین ما محبین اهل بیت (علیهم السلام) زیادی داریم. و حتی بسیاری از شیعیان آنجا، به فقه حنفی، اعمال عبادی خود را انجام می دهند و اطلاعات دینی بسیار کمی دارند.

 

رهیافتگان : چه چیزهایی در دین اسلام وجود دارد که بیشتر چینی ها رو به سمت خودش جذب می کند؟

 

در مورد این که چه چیزی از دین اسلام وجود داره، باید عرض کنم که علل مختلفی وجود داره که چینی­ها به سمت اسلام جذب می­شوند. یکی از این علت­ها، بحث شناخت فرهنگ اسلام است. در زمان­های قدیم، تجار مختلفی که برای تجارت وارد کشور چین می­شدند، با خودشون فرهنگ اسلامی رو به آنجا انتقال می­دادند و به علت برخورد نیک این تجار و احسان و خیری که در آنجا انجام می­دادند، چینی­ها به اسلام محبت پیدا می­کردند. تعدادی از این تجار به علت مشغله زیاد در همانجا می­ماندند و زندگی می­کردند و ازدواج می­کردند. بنابراین راههای مختلفی وجود داشته که چینی­ها به سمت اسلام گرویدند. در مورد جذب، بهترین چیزی که در مورد جذب هست، اول بحث اخلاق است. چینی­ها مردم اخلاق مداری هستند و ما باید به بهترین اخلاق با آنها برخورد داشته باشیم، باید همونطور که بر پیامبر فرمودند، “انک لعلی خلق عظیم” ما هم باید خودمون را متخلق به این اخلاق بکنیم. این صفر کار است. بعد مباحث دیگر.

 

رهیافتگان : کشور چین چه تعداد مسلمان و شیعه دارد؟

 

تعداد مسلمانان چین، بیش از صد میلیون نفر است و این آمار از طرف حکومت کمونیستی چین، بیست و سه میلیون نفر اعلام می­شود و اما این آماری که بیش از صد میلیون نفر تخمین زده می شود به زمانی بر می­گردد که در حزب “کومینتان” یعنی قبل از حکومت کمونیستی آمارگیری کردند. در سالهای ۱۹۳۷-۸ یک آمارگیری از مردم چین کردند و در آن زمان مردم چین نزدیک به پانصد میلیون نفر بودند و تعداد مسلمانان چین، نزدیک به پنجاه میلیون نفر. در آن آمار، از مردم پرسیده شده و مردم دین خود را اعلام کرده ­اند که میشه ۱۰ درصد مسلمان بودند. در آمارگیری­های بعدی که انجام دادند، چون اسلام و حتی مسیحیت و ادیان دیگر هم در زمان کمونیستی تخطئه شد و به طور شدید در مقابلش ایستادند و کسی جرئت ابراز دین را نداشت یعنی عملا بحث تفتیش عقاید را داشتند و این باعث شده بود بسیاری از افراد حتی ملیت خود را نیز کتمان کردند. دولت چین برای اینکه اصلا بحثی از دین نباشه، کل مردم چین را به ملیت­ها تقسیم بندی کرد، یعنی به جای اینکه بگویند طرف مسلمان یا مسیحی است می­گفتند طرف برای الغور ترک است، ملیت خویی است، ملیت سالار است، ملیت مینگ است، ملیت تاجیک است، ملیت ازبک است، ملیت قرقیز است و مردم چین، پنجاه و شش ملیت دارند، و حزب کمونیستی اعلام می­کند که بیش از نود درصد مردم چین، ملیت “هان” هستند و مابقی ملیت­های دیگر، یعنی پنجاه و پنج ملیت دیگر، کمتر از ده درصد رو تشکیل می­دهند. و از میان تمام این آمارها، ما می­گوییم ۱۰ درصد آن زمان، باتوجه به جمعیت کنونی چین که حدودا یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر است، حالا می­شود بالای صد میلیون نفر. و شما شنیدید که مردم چین تک فرزند هستند. این تک فرزندی از لحاظ قانونی، مختص قوم هان بوده است که می­گویند بالای نود درصد است. و ملیت­های دیگر چندفرزندی بوده­اند. حالا چگونه امکان دارد که مسلمانی  که چندفرزندی است، آمارش پایین بیاید و کسی که در ملیت “هان” بوده و تک فرزندی هم بوده، آمارش رفته رفته بیشتر شود.

رهیافتگان : تعداد شیعیان چین چقدر است؟

 

در مورد اینکه چقدر شیعه دارد، ما از فرق مختلف شیعه در چین داریم، که محبین اهل بیت (علیهم السلام) را در چین، برخی می­گویند سه میلیون و برخی چون فرقه­های مختلف شیعه و افراد دیگر را هم داخلش به کار برده­اند، تا هفده میلیون هم تخمین زده­اند. اما شیعه دوازده امامی را اگر مد نظرتون باشد، پنجاه-شصت هزار نفر است.

مسلمانان، اعمال عبادی خود را اغلب به فقه حنفی انجام می­دهند و در آنجا بحث شیعه و سنی مطرح نیست به نحوی که بارها بنده رو به عنوان امام جماعت قرار دادند و اقتدا کردند و نمازشان را خواندند و هر چند بنده اعلام کردم که من مسلمان شیعه هستم، آنها گفتند تو آخوند هستی، همین که آخوند هستی، بایست جلو تا نماز را به تو اقتدا کنیم. اقتدا کردند و نمازشان را خواندند.

 

رهیافتگان : اگر بخواهیم کار تبلیغی در چین انجام بدهیم پیشنهاد شما جه کاری است؟

 

بحث کار تبلیغی در چین به این نحو نیست که شما فکر کنید مسجدی به شما بدهند و بروید بالای منبر و ۵۰- ۶۰ نفر هم بنشینند پای منبر و شما صحبت کنید، نه، چنین بحثی در چین نداریم. بحث تبلیغ در آنجا، فقط بحث تبلیغ چهره به چهره و تک به تک است و ما الان در آنجا، طلبه­هایی داریم که حتی توی چین دکترای ادیان را گرفتند و فوق دکترای جامعه شناسی را در آنجا می­خوانند و کار تبلیغی خودشان را در دانشگاه انجام می­دهند.

تعداد مبلغین و طلبه ­هایی که از ایران در چین کار می­کنند به تعداد انگشتان دست هم نمی­رسه. عزیزانی که می­خواهند در چین کار تبلیغی کنند، فرقی نمی­کند، چه طلبه باشند چه دانشجو باشند، ما در وادی تبلیغ در چین سیل عظیمی از ورود و نفوذ اسلام در چین، توسط تجار انجام گرفته و بنده خودم تجار زیادی رو زیارت کردم که خودشون در چین کارهای تبلیغی رو انجام می­دهند و همون کار تبلیغی چهره به چهره­ای که طلبه­ها انجام می­دهند، همون تجار و دانشجویانی که در چین دارند درس می­خوانند را همون افراد انجام می­دهند. لازمه تبلیغ، اول متخلق به اخلاق اسلامی بودن است، دوم داشتن مهارت­های دینی است یعنی خود اون فرد باید دین را کامل و درست بشناسد و تبلیغ تندروی در چین هیچ مفهومی ندارد. یعنی ما در چین بخواهیم تبلیغ کنیم، دقیقه به دقیقه بخوایم یکسری از مباحث رو تند برخورد کنیم، چنین چیزی امکان نداره که ما بتونیم تاثیری بذاریم.

رهیافتگان : وهابیت در چین چقدر فعالیت دارد و برای مقابله با وهابی­ها چه باید کرد؟

 

اولا اینکه اگر بحث سلفی­گری رو بگیم، سلفی­گری یک بحث است به قول معروف. اخوانیونی که در چین هستند خودشون یک بحثی هستند. و اما اون وهابیتی که مد نظر است و از عربستان می­آید، یک بحث دیگری است. بحثی که باید بهش بپردازیم اینه که ببینید اینها نیروهای مختلفی رو برای چین فرستادند و هزینه­های در چین کردند. بعضی جاها مساجد بزرگی رو ساختند و حتی حمایت شدیدی از فرقه­های اخوانی در چین کردند. باید بدونید که در چین ما فرق مختلف اسلامی رو داریم و اینها با استفاده از فرقه­هایی که بهشون نزدیکترند و می­تونند راحت­تر باهاشون کار کنند با کمک آنها یک سری کارهایی مثل: تامین کردن طلبه هاشون، مسجد ساختن، و به طور غیرمستقیم این کار رو انجام می­دهند. حالا یک بحث و طریقه دیگری هم هست، سیل انبوهی از دانشجویان پاکستانی روانه چین شده­اند و در بین این دانشجویان پاکستانی چه باشد، اون رو دیگه خدا عالمه.

تنها راه مقابله با وهابیت این است که خود ما هم بیایم کار کنیم. این که ما با این همه ادعاهایی که داریم، بنده خودم رو عرض می­کنم، تعداد مبلغین ما کمتر از انگشتان دست باشند و خود این مبلغین هم، بنده و امثال بنده، با هزینه­های خودمون کارهای تبلیغی خودمون رو انجام میدیم و هزینه­هایی که به جای کار تبلیغی برای ما باشه، در قسمت­های مختلفی مثل اعزام گروههای سرود و تواشیح و این جور موارد هزینه می­شود. به جای اون می­تونستند از نیروهای طلبه یا دانشجویی برای مدت­های کوتاهی اعزام کنند برای امر تبلیغ. به جای اون داریم گروه سرود یا گروه­های دیگه­ای رو اعزام می­کنند. بحث تبلیغ هم بحث فرهنگی و مهندسی دقیقی می­خواد. بزرگترین راه انتقال فرهنگ یا همان دین، انتقال از طریق زبان حساب می­شود و ما می­تونیم با آموزش زبان فارسی، در مورد اسلام و شیعه در آنجا فعالیت بکنیم.

 

رهیافتگان : اسلام در چه شهرهایی در چین هست؟

 

ما در شمال غرب چین، انبوه و تراکم زیاد مسلمانان رو داریم. در استان “سینک یانک ” در استان ” گنگ سو” در استان ” نین شیا” حتی در شندون انبوه مسلمانان را داریم. به عنوان نمونه در شهر “سی آن ” محله­ی اسلامی داریم که در این محله بزرگ انبوهی از مسلمانان جمع شدند و مسجدهایی که هست، قدمت های هفتصد، هشتصد ساله و مساجد قدیمی زیادی در این شهر است. یا در استان ” نین شیا” شهر ” تون سین” ۹۵ درصد مردم این شهر مسلمان هستند. در مورد شهرهای شرقی مانند شهرهایی که به سمت دریا هم ختم می شدند مثل پکن و شانگهای باز مسلمان داریم اما تعداد مسلمانان به انبوهی آنجا نیست با این وجود در شهر پکن بیش از هفتاد و دو مسجد داریم یا در شانگهای هشت مسجد داریم. تعداد مسلمانان در شهرهای شرقی کمتر است ولی در شهرهای غربی بیشتر است.

رهیافتگان : خیلیها سوال می پرسند که زبان به این سختی را چطوری یاد گرفتند؟ آیا فقط با تمرین بوده یا باید حتما به اون کشور هم سفر کرد؟ و اینکه هزینه­اش رو از کجا میارید که سفر میکنید؟

 

زبان چینی زبان سختی است اما نه تنها زبان چینی و بحث زبان، در هر موردی در بحث زندگی، انسان تا هدف درست و مطمئنی برای خودش انتخاب نکند کارش را رها می­کند. و  در هر کاری باید توکل بر خدا بکند و بسم الله را بگوید و همت را داشته باشد. اینکه بارها و بارها در نمازهای جمعه در خطبه­ی اول، حدیث معروف، “اوصیکم بتقوی الله و نظم امر” به کار برده می­شود، ما فکر نکنیم که این یک شعار است و گفته می­شود و از کنارش رد شویم. همیشه باید تقوای الهی رو داشته باشیم و نظم. کسی که نظم داشته باشه، می­تواند کوه را هم از جا بردارد اما اگر نظمی نداشته باشد، کارهای ساده را هم ابتر و ناقص می­گذارد.

بنده خودم وقتی زبان چینی رو می­خواندم، بارها کنار چک نویسی که در کلاس استاد درس می­دادن و می­نوشتم، بعضی اوقات کنارش یک کلمه­ی ” فقط خدا” رو می­نوشتم. گفتم خدا ریا می­کنم برای خودت. ما خیلی چیزها را باید تکیه به خدا بکنیم یعنی اگر هر علمی رو هم یاد بگیریم، برای غیر خدا خونده باشیم، کل عمرمون به هدر رفته.

و اما اینکه فرموده بودند فقط با تمرین. یک: با نظم، دو: تمرین و ممارست.

و اینکه هزینه­ها را از کجا میاریم، من یک طلبه­ی ساده­ای هستم و همون شهریه­ای که طلبه­ها می­گیرند، به لطف خدای متعال، با همان شهریه­ها تا به حال زندگی کردم و یکسری از لطف و عنایت­هایی را خدا شامل حالم کرده که در مورد اسکان، حتی بنده در منزل پدر خانمم زندگی می­کنم و حتی منزلی هم از خودم ندارم. هزینه­های سفر، سازمان فرهنگ دو بار فقط بلیط رفت و برگشت داده، مابقی هزینه­ها با خودم بوده. دوره­هایی که برای دوره­ی تحصیلی رفتم و در آنجا خوندم، این دوره­ها هم هزینه­اش با خودم بوده. حالت­های مختلفی داره، شما کافیه در اینترنت کلمه­ی آخوند چینی رو سرچ بکنید، اطلاعات جامعی به دستتون میاد، حتی شاید کد ملی و شماره شناسنامه­ام رو هم به دستتون بیاد.

 

رهیافتگان :  اینکه می­گویند مسلمانان در چین اذیت می­شوند، ماجرایش چیست؟ در حالیکه برخی تصاویر هم نشون میده که آزادی دارند.

 

ما در چین دو نوع مسلمان داریم. اول مسلمانی که داره در منطقه­ی “سینک یانک” زندگی می­کنه و انبوه و تراکم مسلمانان در آنجا زیاد است. و دوم مسلمانانی که در شهرهایی دیگر زندگی می­کنند. بله مسلمانانی که در شهرهایی زندگی می­کنند که تراکم مسلمانان کمتر است، خیلی راحت است و زندگی آروم خودش را دارد اما مسلمانی که در مناطق پر تراکم زندگی می کند و به نحوی در آنجا مسلمانان ابراز هویت می کنند، بعضی مواقع به خاطر یک سری از قانون و سیاست هایی که دولت می گذارد، اذیت می شوند. حتی در مناطق “سینک یانک” ممنوعیت روزه گرفتن هم بوده در حالیکه در مناطق دیگر ما چنین چیزی را نداریم. یک سیاست کلی در آنجا هست تا تراکم مسلمانان از آنجا به جاهای دیگر انتقال داده بشود و به یک نحوی برای سلطه ی بیشتر، این گونه بحث ها برای مسلمانان در آنجا قرار داده شده.

رهیافتگان : اگر خاطره ی جالبی از دوران تبلیغتون دارید، بفرمایید:

 

خاطرات جالب زیادی وجود دارد. در یکی از سفرها، سال ۲۰۱۲ بود که ماه رمضان برای تبلیغ به چین رفتم و به پیشنهاد دوست عزیزم، جناب آقای دکتر ظهیری، به مناطق دیگری از چین سفر کردم و با راهنمایی جناب آقای جمعه محمد که از آخوندهای پکن هست و در مسجد “چینخه” و مسجد “شوک شون” ایشون نماز میخوندند به شهر ” لینشیه ” رفتم. وقتی وارد این شهر شدم، طبق اطلاعاتی که از یک محلی که سر در ورودی اش “الله اکبر” – ” محمد رسول الله ” و “علی ولی الله” نوشته شده بود، رفتم اونجا رو پیدا کردم و دیدم بله، یک ” گُنبه ” است در حقیقت محل دفن علمای اسلام برای بعضی فرقه های اسلامی، یعنی فقط برای تصوف است. در این مکان به عبادت مشغول بودند و در همان جا رفتم و چندتا از این عبادتگاه ها را دیدم. وارد یکی از این عبادتگاه­ها شدم، یک مرد میانسالی آمد و پرسید : اهل کجایی؟ گفتم : اهل ایرانم. تا گفتم اهل ایرانم بغلم کرد و بعد رو به دوستانش، دست به شانه­ام زد و خطاب کرد که اینها آل پیغمبر هستند. با خودم گفتم من که سید نیستم، سیدم هم کردند. به یکی از اساتید حوزه ” جناب آقای ابراهیمی ” عرض کردم که از اساتید درس خارج فقه و اصول مدرسه خراسگان اصفهان هستند. ایشون خطاب به من گفتند: که اون فرد چینی به  درست گفتند و شما متوجه نشدید! گفتم استاد چطور؟ گفتند در روایت داریم که شیعیان علی ابن ابی طالب ( علیه السلام) آل پیامبر هستند.

و نیز در همانجا، یک مادر بزرگی من رو به خونه شون دعوت کردند، وقتی رفتم خونه شون، دیدم در منزلشون قرآنی دارند که این قرآن صلوات کبیره است یعنی صلوات کبیره را نوشتند دور تا دور. در هرکدام، ” بسم الله الرحمان الرحیم ” ۲ جزء قرآن. ” اللهم صل علی محمد المصطفی ” ۲ جزء قرآن . ” و علی علی المرتضی ” ۲ جزء . ” و علی فاطمه الزهرا ” ۲ جزء . و ” علی الامام حسن المجتبی ” ۲ جزء . تا ” و علی الامام محمد المهدی (عجل الله تعالی فی فرجه الشریف) ” ۲ جزء  . کل ۳۰ جزء قرآن را اینطوری نوشته بودند و این قرآن در آن خانواده ۳۰۰ سال نسل به نسل گشته.

یا در همین امسال ماه رمضان، در شهر “سی ان” وارد مسجد جامع “سی ان” شدم. همینطور که داشتم از داخل مسجد عکس و فیلم گرفتم، یک لحظه چشمم به دیوار مسجد خیره شد. دیدم بله در دیوار مسجد تابلوهایی است. نزدیکتر رفتم دیدم ی قرآن است. رفتم از تابلوی اول، دیدم بله از بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده و ۳۰ جزء قرآن را در ۳۰ تا تخته های بزرگ نوشتند و حکاکی کردند و ی آن را به زبان چینی در زیر همان تابلوها حکامی کردند.

بعضی اوقات یکسری از خاطرات و موقعیت­هایی که پیش می آید لطف و عنایت خداست و اِلا من شاید خودمم دنبال چنین جاهایی میگشتم نمیتونستم پیدا کنم.

رهیافتگان : شرایط لباس پوشیدن (طلبه گی) در شهرها به چه شکلی هست؟ آیا دولت چین اجازه می­دهد ؟

 

در مورد پوشیدن لباس طلبگی در چین، باید عرض کنم که دولت چین اینکه شما لباس طلبگی بپوشین، کت و شلوار بپوشین یا چه لباسی بپوشید، هیچ مشکل و ممانعتی برای یک فرد خارجی نداره اما شما حق تبلیغ ندارین، و حتی اگر بویی ببره و احساس کنه قصد تبلیغ داری، سریع دیپورت می­کند و من بارها شده که در یکسری از موقعیت­هایی که می­دونستم لباس بپوشم، مشکل و مانعی پیش نمیاد، بنده با لباس طلبگی در چین گشتم. اغلب به صورت لباس شخصی می­گردم تا این گشت و گذارها و جاهای مختلف رفتن من باعث آزار و اذیت برای افرادی که بعدا می­خواهند اونجا کار و فعالیت کنند، نشود.

 

رهیافتگان : آینده­ اسلام و تشیع را در چین چگونه می­بینید؟

 

الحمدلله چین رفته رفته دارد به ادیان مختلف اجازه ی کار و فعالیت می دهد و طبق نظر جناب استاد دکتر ظهیری، چین دارد مسیرش را به طرفی می­کشاند که برخی از این شهرها را مرکز ادیان کند، من جمله­ی این شهرها، شهر “شی ان” که می­خواد به یک نحوی مرکز ادیان­های مختلف قرار بده. در مورد اسلام کار می­کند اما دولت حواسش هست که اسلامی که می­خواد در چین باشد اسلام چینی باشد یعنی اسلامی باشد که با دولت چین هیچ برخورد شدیدی نداشته باشد و هیچ رویاروی فرهنگی با دولت و مردم چین نداشته باشد و داره به این سمت پیش می­رود و یک فرصتی هست که ما میتوانیم به طور ملایم و آرام از مباحث دینی برای اینها بگوییم. بهترین و اولین چیزی که برای این مردم باید گفته بشه، البته بعد از اینکه با اخلاق و چیزهای دیگر، انسانیت خودمون رو اثبات کردیم، در مورد توحید و یگانگی خداوند متعال است.

و الحمدلله رفته رفته با شناخت بیشتر اسلام توسط خود مردم چین، اسلام در بین غیر مسلمانان نیز یکسری رشدهای جزئی دارد. همین که بشناسند که این مسلمان است و دینش اسلام است خیلی لطف بزرگی است. حتی اطلاعات دینی مسلمانان هم کم است، این داره رفته رفته یک مقدار شکوفا می­شود اما مسیر، مسیر بسیار بسیار بسیار طولانی است.

 

رهیافتگان : چگونه دین شناسی کنیم؟  لطفا کتاب معتبر در مورد ادیان معرفی بفرمایید:

 

شما دین شناسی در چه حیطه­ای را می­خواهید؟ استاد بزرگوارم، جناب استاد رستمیان، تحصیلات حوزوی­اش را میشود به جرئت گفت تا اجتهاد گذروندن. تحصیلات دانشگاهی را تا دوره دکتری گذروندن. ده سال فقط در مورد ادیان کار کردند. وقتی به نزد ایشون می­رویم، انسان یک تواضع خاصی را در ایشون می­بیند. ایشون فقط و فقط با همت و پشتکار این مسیر را طی کردند. هم دروس حوزوی رو خوندند و هم دروس دانشگاهی رو. برای اینکه یک دین شناس خوب باشیم، باید دین و ادیان را از مناظر مختلف درون دینی و برون دینی ببینیم و بشناسیم و به این نحوی که شما فکر کنید که یک کتاب و دو کتابی باشه و با خوندن یک، دو کتاب شما دین را بشناسید، این میشه گفت خیال باطلی هست. در مورد ادیان کار کردن، کار خیلی خوبیست اما صفر این کار در مورد ” من عرف نفسه ” است، در مورد ” خودشناسی” است. منظور از خود، هم خود خودمون و هم خود دینی ماست. ما باید اول از هرچیزی، شیعگی خودمان را بهتر بشناسیم و در مورد دین خودمون اطلاعات جامعی را داشته باشیم. یک زمانی نیاز بود مردم به جبهه و جنگ بروند. الان خط اول جبهه، حوزه­های علمیه هستند. اگر خوش اخلاق و خوش برخورد و باسواد هستیم، بریم در حوزه­های علمیه و دروس دینی را خوب بخوانیم تا بعد بتونیم از دینمون حمایت کنیم. صفر دین شناسی، شناخت دین خودمان است. خودمان و دینمان را درست بشناسیم و بعد به شناخت دین های مختلف دیگر بپردازیم.

رهیافتگان : دیدگاه غالب مردم چین در مورد ایران به چه شکل است؟

 

در مورد مردم ایران، اگر در مورد ظاهر مردم ایران بگوییم، چینی ها می گویند که مردم ایران مردم پولدار و پر نفتی هستند. برای مردان ایرانی حتی یک جا در ترجمه دیدم که نوشته بود که مردم پر ریشی هستند و مردم دماغ گنده­ای هستند. این شکل ظاهری. با ظاهر می­خواهیم بشناسیم یا نه. در مورد مردم ایران اطلاعاتی که دارند، متاسفانه با اطلاعات اندکشون حتی مردم ایران را از عراق تشخیص نمی­دهند. نمیدونند ایران کجاست و عراق کجاست! هنوز ما خودمون را به جهان نتونستیم معرفی کنیم و صفر این معرفی و نشون دادن فرهنگ و …، اشاعه­ی زبان ماست. وقتی آنها زبان ما رایاد بگیرند، خیلی چیزها را هم کنارش یاد میگیرند. اما وقتی زبان ما را بلد نیستند، اطلاعاتی که از ما می گیرند،اطلاعات اشتباه و ناقصی است.

حجت الاسلام اقای ی خطاب به شنوندگان رادیو رهیافته:( من خیلی از همه­ی شما بزرگواران معذرت می خواهم، این محیط،، محیطی نبود که من بتونم درست صحبت کنم، موقعیت مناسبی نبود. از اینکه جسته گریخته و تند تند حرف زدم از همتون عذر خواهی میکنم اما شما هر سوالی، هر دستوری دارید، همین که به ادمین رهیافته، جناب آقای جمال طاهری هم پیام بفرستید، ایشون پیام شما را به من میده و در خدمتتون هستم. بنده یکی از خادمین کوچک انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی هستم. انشاالله همتون موفق و پایدار باشید)

 

رهیافتگان : چگونه می­توانیم به شکل بهتر و گسترده تر، ایران را به چینی­ها معرفی کنیم؟ شما چه روش هایی را برای تبلیغ و معرفی گسترده تر معرفی می کنید؟

 

یکی از بهترین راههایی که ما میتونیم ایران را به چینی ها معرفی کنیم، این است که مردم چین برای بحث کاری خیلی به ایران سفر می­کنند. بسیاری از مناطق گردشگری مانند میدان امام اصفهان و یا در خود موزه­ی جواهرات سلطنتی تهران یا بسیاری از مناطقی که گردشگران چینی حتما اونجاها میروند، در این مناطق میتوانیم یکسری افرادی رو بذاریم که با اخلاق درست و نیکو، با برخورد مناسب با چینی­ها صحبت کنند و حتی در صورت امکان، یک پک یا هدیه ی فرهنگی به اینها بدهند و در کنار این پک­های فرهنگی، آموزش زبان فارسی را برای این مردم قرار بدهند. وقتی زبانی آموزش داده می­شود، فرهنگ هم با آن انتقال داده می شود. بهترین راه انتقال فرهنگ، انتقال زبان یک کشور است. و برای تبلیغ و معرفی گسترده تر، در فضای حقیقی از طریق افرادی که به عنوان گردشگر یا برای کار می­آیند یا اینکه کسی میخواهد برای گذراندن دوره ی تحصیلی یا کار به آنجا برود. در این فضاها، مسلمان واقعی بودن خودش را نشان بدهد و با گرمی از این افراد استقبال کند و صبر زیادی داشته باشد تا جایی که حتی شاید بارها و بارها از طرف این مردم چین گفته بشه که تمام این چیزهایی که شما می گویید خرافات است، باید با صبر و حوصله، هزار بار هم به این فرد بخندند، هیچ عکس العملی بدی نشان ندهد.

 

رهیافتگان : ما چطوری می­تونیم زبان چینی یاد بگیریم؟ آیا خودشون هم تدریس می­کنند؟

 شما هم می توانید از طریق فضاهای مجازی زبان چینی را یاد بگیرید، هم میتوانید در آموزشگاه ها زبان چینی را یاد بگیرید. بنده خودم کارشناسی زبان چینی دانشگاه اصفهان و سمنان بودم. الان دانشجویان عزیزی که در دانشگاه اصفهان بوده­اند، فارغ التحصیل شده­اند. ۲۹ دانشجو، فارغ التحصیلی زبان چینی از دانشگاه اصفهان را گرفته­اند. برخی در آموزشگاه-های اصفهان و برخی در آموزشگاه­های تهران تدریس می­کنند. حالا این یک راهی است که از خود این دانشجویانی که زبان چینی را یاد گرفتند بیاییم و یاد بگیریم. روش دوم هم بله، بنده در فضای مجازی و در تلگرام، کانال آموزش زبان چینی را دارم. کانال فایل­های آموزشی، فایل­های کتاب آموزش زبان چینی، فایل صوتی و فیلم آموزشی زبان چینی، را داریم و در کانال ها هست و انشاالله اگر جناب آقای طاهری عزیز صلاح دونستند، در کانال قرار می­دهند. بنده برای ایشون میفرستم، صلاح دونستند در کانال قرار می­دهند. کنار این کانال­ها، یک کانال کتابخانه ی دیجیتال شیعه به زبان چینی هم هست. من این کانال را هم برای جناب آقای طاهری ارسال می­کنم، صلاح دونستند در کانال رهیافته می­گذارند که استفاده کنید.

Telegram.me/jxhyk

Telegram.me/jxhys

telegram.me/jxhyss

Telegram.me/jxhydy

telegram.me/ysljsyp

مجموعه کانالهای دسته بندی شده آموزش زبان چینی استاد عسگر آقایی

 رهیافتگان : بزرگواری فرمودید استاد. تشکر از اینکه امشب مجلس ما را منور کردید.

 

سلامت باشید. انشاالله همیشه پیروز و موفق باشید. جهت سلامتی خودتون و سلامتی حضرت حجت ابن الحسن العسکری ( عجل الله تعالی فی فرجه الشریف ) هم صلوات بفرستید.

 

پیاده سازی از مریم محمدی – تنظیم و ویرایش از فرشته حقیقی

 

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: