مرزنا گرالسکا
مرزنا گرالسکا؛نگاه اسلام به زن توجه من را به این دین جلب کرد

هنگامی که راجع به زن در اسلام تحقیق کردم، دیدم جذابیت و اهمیت زن، شخصیت اوست. دانش و مهارت های او مهم است نه اینکه چه شکلی بنظر می آید یا اینکه چه لباسی پوشیده است. زیبایی درون است که شما را زیبا میسازد. من این را آزادی می نامم

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) شیعه شدن مرزنا گرالسکا بانوی مسیحی لهستانی
«مرزنا گرالسکا» (Marzena Goralska) بانوی لهستانی در یک خانواده مسیحی به دنیا آمد. در نوجوانی راجع به اعتقادات مسیحی تردید می کند چون برای مسائلی مانند تثلیث جواب عقلانی پیدا نمی کند….

هنگامی که راجع به زن در اسلام تحقیق کردم، دیدم جذابیت و اهمیت زن، شخصیت اوست. دانش و مهارت های او مهم است نه اینکه چه شکلی بنظر می آید یا اینکه چه لباسی پوشیده است. زیبایی درون است که شما را زیبا میسازد. من این را آزادی می نامم. چون مجبور نیستم کسی دیگر باشم. من مجبور نیستم خودم را گریم کنم یا اینکه ساعت ها در فروشگاه ها به دنبال لباسهای مختلف بگردم. گویا هر روز عروسی است. مهم نیست که من در نظر دیگران چگونه هستم.

من میتوانم راجع به خودم تمرکز کنم. من میتوانم خودم باشم، می توانم خودم را تحسین کنم آنگونه که هستم. هنگامی که به همسرم و علت مسلمان شدنم فکر میکنم، جالب است که او چقدر صبور بود، او هرگز مرا مجبور به قبول اسلام نکرد. او برایم کتاب و فیلم و سی دی می آورد. گاهی نیز راجع به موضوعاتی با من صحبت میکرد ولی من هرگز اجباری از او ندیدم. هنگامی که مسلمان شدم به خاطر خودم بود و صددرصد تصمیم خودم بود. هنگامی که به صبوری همسرم فکر میکنم ازخداوند برای او برکت میخواهم بخاطر سالها تلاش و کمک او به من، پشتکار عجیبی داشت. یک روز از خواب بیدار شدم بعد از تلاش و تحقیق روزهای قبل و تفکر راجع به اینکه آیا باید این کار رو بکنم یا نه؟ با خودم گفتم اگر برایم اتفاقی بیافتد، فردا یا حتی امروز بمیرم، من باید مسلمان از دنیا بروم چون اسلام آغاز زندگی جدید است. گویا تازه متولد شده ای. تازه و نو، شبیه به یک صفحه سفید. می توانی تلاش کنی تا بهتر باشی. کارهای خوبی برای تو ثبت شده و باید از کارهای بد دوری کنی. من شهادتین را گفتم و مسلمان شدم.

ماهها از مکانی به مکان دیگر میرفتم؛ لذت آن قابل توصیف نیست. مسلمان شده بودم به خواست خودم، آن را با آگاهی کامل پذیرفته بودم. چیزی که برایم خوب و جالب بود، برای من یا حتی غیر مسلمانها، علم در قران بود. من هر چیزی را میتوانستم باور کنم اما شما در قران علوم مختلفی را می یابید از جمله زیست شناسی، جغرافیا، نجوم و غیره. جالب اینجاست که برخی از حقایق با علم و فناوری مدرن به تازگی کشف شده است در حالی که این وسائل در زمان نزول قران نبوده است. این یکی از چیزهایی که شما را به عقب برمی گرداند و ثابت می کند که اینها از طرف خدواند سبحانه و تعالی است. هنگامی که من تحقیقاتم را در مورد اسلام شروع کردم یک سوال کلی (حقیقت اسلام) بود که داشتم. اساسا به این فکر میکردم که من فقط مسلمان شوم و بس. اینکه کدام مکتب را پیروی کنم در نظر نداشتم. من از طریق شخص یا مکتب خاصی مسلمان نشده بودم و بیشتر از طریق کتابها و سایت های اینترنتی با کلیت اسلام آشنا شدم. همسرم نیز مرا مجبور به پیروی از مذهب و مکتب خاصی نکرد. او راجع به مکاتب مختلف با من صحبت میکرد. میگفت این مذهب سنی است و این مذهب شیعه و اهل البیت. می گفت اختیار با خودت هست. خودت تصمیم به مسلمانی گرفته ای. هر کدام از اینها به نظرت معنا دارد و عقلانی تر است قبول کن نه اینکه دیگران چه مکتبی را قبول کرده اند یا کدام مذهب رایج تر است. مذهبی را قبول کن که قلبت می گوید درست است. شروع به مطالعه بیشتر و مقایسه مکاتب با هم کردم. مکتب اهل البیت را انتخاب و شیعه شدم.

در حدیثی که از پیامبر (صلی الله علیه وسلّم) آمده است: من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی میگذارم تا زمانی که به این دو تمسک بجویید هرگز گمراه نمیشوید “قران و اهل البیت”

تنظیم و پیاده سازی هانیه زمامدار– گروه تحقیقات سایت رهیافته (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: