رایزنی فرهنگی ایران در آلمان
نقدی بر رفتار نژادپرستانه جامعه آلمان با زنان مسلمان

اکثریت جامعه و بالاتر از آن همه سیاستمداران قبل و بعد از انتخابات مجلس آلمان فدرال، هنوز هم بر روی موضوع مناقشه برانگیز «اسلام و زنان مسلمان» تمرکز می‌‌کنند، اما مشکلات اجتماعی این قشر همچنان حل نشده است.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )   در شماره ۳۴۱ هفته‌نامه خبری رایزنی فرهنگی ایران در آلمان آمده است: نبیلا بشری، فعال زنان و دانشجوی دانشگاه فرایبورگ در مقاله‌ای توضیح داده است که چرا جامعه آلمان در نحوه ارتباط با زنان مسلمان با چالشی بزرگ مواجه است، متن مقاله بدین شرح است:

اکثریت جامعه و بالاتر از آن همه سیاستمداران قبل و بعد از انتخابات مجلس آلمان فدرال، هنوز هم بر روی موضوع مناقشه برانگیز «اسلام و زنان مسلمان» تمرکز می‌‌کنند، اما مشکلات اجتماعی این قشر همچنان حل نشده است. اگر احزاب بر روی زنان مسلمان متمرکز شوند و به مشکلات اجتماعی نپردازند، ما باید به طور جدی راه چاره‌ای در این باره پیدا کنیم. نمونه‌ای از بحث درباره بورکینی در فرانسه و همچنین نمونه فعلی ممنوعیت برقع در اتریش، کاهش مشارکت زنان مسلمان در جامعه را در نتیجه مشکل لباس نشان داد. زنان مسلمان همیشه خواسته‌اند حجاب داشته باشند.

تصادفی نیست که در بحث غرب در مورد اسلام موقعیت اجتماعی زنان مسلمان در مرکز توجه قرار گرفته است، زیرا از زمان دوره استعمار این مشکل وجود داشته است.

در آن زمان، علاوه بر تسلط اقتصادی توسط قدرت‌های استعماری، یک حمله نظام‌مند به نهادهای اسلامی و خانواده‌ها صورت گرفت. برای استعمار، دین ویژگی و تمایزی بود که باید با آن مبارزه می‌کرد. در این زمینه، زنان مسلمان به عنوان یک مانع اصلی توسط قدرت‌های استعماری در نظر گرفته شدند.

تصویر مسلمانان در دوران استعمار نقش مهمی در ساختارهای قدرت ایفا کرد. به این ترتیب مرد الجزایری مجبور شد در مکان عمومی، به زبان دیگری صحبت کند و زنان مسلمان را مجبور کردند حجابشان را بردارند.

در حالی که استعمارگران می‌خواستند حجاب را برای شکستن ساختار سنتی و مذهبی از میان بردارند، حجاب به عنوان یک سیستم مقاومت استفاده شد. خشونت و ساختارهای اجتماعی که در طول دوران استعمار تقویت شده‌اند، امروزه همچنان ادامه دارد و اسلام همیشه مورد حمله قرار می‌گیرد.

این مشکلات به دلیل فقر و فقدان حاکمیت قانون، در مستعمرات سابق وجود داشت، با این حال، این الگوهای اندیشه در برخی مناطق و بخش‌های دارای افراد نژادپرست هنوز وجود دارد که می‌تواند در برخی حوزه‌ها مانند هنر، ادبیات، رسانه‌ها و در حوادث سیاسی دیده شود.

بحث‌های نژادپرستانه درباره ادغام، آزادی مذهب و حقوق زنان همانطور که در حال حاضر در آلمان دیده می‌شود، عمدتا مربوط به نژادپرستی استعماری است. امروزه اختلافات درباره اسلام در بحث‌های عمومی به طور فزاینده‌ای مورد بررسی قرار می‌گیرند و در نتیجه، مسئله زنان در مرکز توجه قرار گرفته است. در محافل عمومی جامعه، تصویری نشان داده شده که اسلام قادر به مدرن‌سازی نیست و  زن مسلمان اساسا به عنوان فردی ستمدیده شناخته می‌شود.

فمینیسم انحصاری

موضوع این بحث‌های هدایت‌شده روسری زنان مسلمان است که به عنوان یک مانع برای ادغام در نظر گرفته می‌شود. اما در مورد زنان مسلمان که خواهان تحصیلات دانشگاهی هستند، در جهان کار، مشارکت و در بحث‌های سیاسی شرکت می‌‌کنند، کسی نظری ندارد. این زنان همچنین توسط اکثریت جامعه به عنوان «متفاوت» و «خارجی» نشان داده می‌شوند. آنها زنانی مانند نیکلا کلک هستند که در خانواده‌اش به معنای منفی اسلام را آموخته است. از سوی دیگر، زنان مسلمان مانند فرشته لودین و دیگر فمینیست‌های مسلمان که روسری می‌پوشند و با کلیشه‌های ستم بر زنان مطابقت ندارند، در گفتگوهای عمومی یک شنونده هستند و یا به عنوان «استثنا» اعلام می‌شوند.

مسلمانان به عنوان «دیگران»

در حال حاضر تصویری از مسلمانان در بین عموم وجود دارد که عمدتا با خصوصیات منفی مرتبط است. ویژگی‌هایی مانند عقب‌ماندگی، خشونت و ظلم بر زنان رایج است. به عقیده اکثریت جامعه آلمان یک تصویر منفی از دنیای زنان مسلمان و مشکلات اجتماعی آنها وجود دارد. از سوی دیگر زنان مسلمان با مشکلات قانونی و ظلمی که بر آنها می‌رود، در چشم آلمانی‌ها ظاهر می‌شوند، در حالی که زنان سفیدپوست و اکثریت جامعه آلمان می‌خواهند برای آنها نقش برابری جنسیتی ایفا کرده و زنان مسلمان را برای محافظت در برابر شوهران خود آموزش دهند. به طور خاص، منتقدان اسلام مانند نیکلا کلک و بخشی از فمینیست‌ها از جمله آلیس شوارتزر مدعی شده‌اند که یک زن با پوشیدن روسری آزاد نیست و این پوشش لزوما قربانی ظلم و ستم مردسالارانه است. زنان مسلمان چه می‌کنند؟ بله، یا آنها باید قبول کنند که شوهران، برادران و دین، آنها را تحت فشار قرار داده‌اند و توسط فمینیست‌ها و اکثریت جامعه نجات می‌یابند و یا ساده و بی تکلف برای ادامه‌دادن راه قبلی مقابله کنند.

به این ترتیب، همیشه گروهی از افراد در جامعه آلمان وجود دارند که به «دیگران» شناخته می‌شوند. قبلا کارگران مهمان، سپس خارجی‌ها و اکنون مسلمانان در مرکز توجه هستند. اما زمان آن است که اکثریت جامعه آلمان خود را از الگوهای استعماری جدا کند و با پذیرش مشکلات به عنوان چالشی اجتماعی به جای متهم‌کردن یک گروه خاص یا یک فرد، آن را حل کند. این کار را نه برای نجات زنان مسلمان، بلکه برای حفظ اصول برابری و عدالت خود، که در شرایط فعلی با حل نشدن مشکلات اجتماعی به نابودی تهدید می‌شوند، باید انجام دهند

منبع: ایکنا

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: