هدایت از سوی قم:
مسلمان شدن مرد مسیحی به دعوت حضرت معصومه

از یک روحانی خواستم تا به آن مرد تازه مسلمان دین اسلام و قوانینش را بیاموزد و به آن مرد گفتم:  « حتما شما در زندگی کار خیری انجام داده آید که باعث شده تا اهل بیت به این شیوه خاص به شما نظر کرده و هدایتتان کنند.»

به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گروه مترجمین سایت رهیافته- مترجم مرضیه سادات باقری

داستان حاضر به نقل از آیت الله فاضل لنکرانی، ماجرای هدایت شدن مردی مسیحی است که خانم حضرت معصومه سلام الله وی را به اسلام دعوت کردند.

پانزده سال پیش زمانی که قصد خروج از دفترم را داشتم، مردی که حدود ۵۰ سال یا بیشتر داشت، به سمت من آمد و گفت:  «ممکنه باهاتون صحبت کنم؟»

در جواب گفتم:  «من خیلی خسته هستم اگر مایلی با من صحبت کنید، تا بعد از بعد از ظهر منتظر بمانید.»

او مصر بود که با من صحبت کند به همین خاطر به دفتر برگشتیم و شروع به صحبت نمودیم:  «من مسیحی هستم و به عنوان نصاب ماهر پمپ در چاه های عمیق کار می کنم. الان باید در کرج سر کارم باشم و ۱۵ تا پمپ را نصب کنم.»

و ادامه داد: «بانویی نورانی را در رویا دیدم که از من خواست تا صلواتی را به پیامبر و خاندانش بفرستم. من در جواب گفتم که مسیحی هستم و این صلوات مختص مسلمانان است. بعد از گفتن این جمله،  آن بانو ناپدید شد. شب بعد مجدد همین خواب را دیدم و در آن متوجه شدم که این بانوی نورانی، خانم حضرت معصومه سلام الله، یکی از شخصیت های بزرگ مذهب شیعه است که در قم به خاک سپرده شده. شب سوم امام خمینی (ره) به خوابم آمد و با لحنی غمگین گفت: ” او قصد هدایت تو را دارد، چرا متوجه نیستی؟ ” من گفتم: ”چکاری باید بکنم؟” امام گفتن: ” به قم برو و اسلام بیاور.”»

بعد از آن مرد مسیحی به من نگاه کرد و گفت:« آقای فاضل، من در خواب نزد شما شهادتین را گفته و به اسلام اقرار کرده ام، به همین دلیل الان به اینجا آمده ام تا اسلام آورده و هر کاری که شما بگویید انجام دهم» و بعد شهادتین را گفت و مسلمان شد.

از یک روحانی خواستم تا به آن مرد تازه مسلمان دین اسلام و قوانینش را بیاموزد و به آن مرد گفتم:  « حتما شما در زندگی کار خیری انجام داده آید که باعث شده تا اهل بیت به این شیوه خاص به شما نظر کرده و هدایتتان کنند.»

او گفت که در تمام زندگی سرش به کار خودش بوده و آزارش به کسی نرسیده است.

«قطعا این کار مهمی است اما آنچه برای شما روی داده را توجیه نمی کند.»

او به فکر فرو رفت و بعد از چند لحظه گفت:  « من هر یکشنبه شب ماشین خود را پر از غذا، برنج، چای و… کرده و به محله های فقیرنشین اطراف تهران می روم.»

«آنجا بود که فهمیدم آن مرد به خاطر همین کمک به فقرا مورد عنایت اهل بیت قرارگرفته است. این ماجرا گواهی است بر بزرگی و مهربانی حضرت معصومه سلام الله.»

گروه مترجمین سایت رهیافته- مترجم مرضیه سادات باقری

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: