یوسف محمد رهیافته ژاپنی:
قبل از آن روز من یک ژاپنی معمولی بودم…

ما برای اینکه انسان و مسلمان خوبی باشیم باید خودمان را پله پله اصلاح کنیم.پس نیاز داریم که باهمدیگر مطالعه کنیم.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گروه ترجمه سایت رهیافتگان – محمد مهرداد زمانی

قبل از آنروز من یک ژاپنی معمولی بودم.در واقع از گرایشتم پیروی میکردم و در تعطیلات سال نو به معابد بودا و شینتو میرفتم.اما دینی نداشتم.و صد البته مانند یک هر فرد ژاپنی دیگر گوشت خوک و الکل میخوردم…

اما یک روز من قویا احساس کردم دراین دنیا خدایی هم وجود دارد…آن احساس زمانی بوجود آمد که در ذهن من این سوالات مطرح شد:چرا من در ژاپن به دنیا امدم؟چرا خورشید همیشه از مشرق طلوع میکند؟چرا در زیرلایه های زمین آهن وجود دارد؟چرا زمین اینقدر منظم در حال چرخیدن است؟…پس به این فکر افتادم که پس خدای واقعی کیست؟ تصور من از خدا خلاصه میشد به یک موجود نامرئی. من شروع کردم به یافتن خدا از طریق روزنامه ها و اینترنت.من دنبال کلمه بودایی و مسیحیت و اسلام گشتم.

اول از همه بودیسم را کنار گذاشتم برای اینکه دارای تعداد زیادی فرقه بود.اگر من یکی از فرقه های بودیسم را می پذیرفتم,برای همیشه دچار سرگردانی بودم که کدام فرقه و کدام تعلیمات حق از همه بهتر است؟ افراد زیادی هستند که میگویند به بودیسم ایمان دارند اما انها از جزییات بی خبر هستند و هیچگاه به مطالعه نپرداخته اند.چیزی که می دانند فقط امور ظاهری است.احساس کردم آنها فقط از انبوه مردم پیروی می کند و این دین اصلا دین واضحی نیست.

بعد از آن مسیحیت را کنار گذاشتم چون ان هم دارای فرقه های متعدد بود و متوجه شدم مسیحیت همانند بودیسم خیلی گیج کننده است.به نظرم خیلی عجیب بود که عهد جدید کتاب مقدس ششصد تا هزار سال بعد از مرگ حضرت عیسی (ع) نوشته شده است و این که دارای نسخه های مختلف است .البته گروهی از مسیحیان فقط از یک نسخه استفاده  میکنند اما بقیه نه.من در مورد این موضوع تحقیق کردم و مستقیما از افراد مسیحی می شنیدم که میکفتند کتاب مقدس کلمات خداوند است…اما به نظر من شبیه یک داستان تخیلی بود…مسیحیت هم دین واضحی نبود.

 

واضح ترین(روشن ترین)دین برای من اسلام بود.در اسلام فقط یک کتاب وجود دارد،قرآن! واین مهم ترین نکته است.برخلاف ادیان دیگر,قوانین اسلام راه درست زندگی کردن را به ما می آموزد.من به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بودم..پس تصمیم گرفتم مسلمان شوم.مهم ترین دلیلم برای این تصمیم آنست که اسلام روشن و واضح و از یک مذهب مهم تر بود.در واقع اسلام مذهب نیست بلکه یک دین (شیوه زندگی) است.هدف نهایی ما وارد شدن به بهشت همراه همه مردم جهان است.الحمدلله

ما برای اینکه انسان و مسلمان خوبی باشیم باید خودمان را پله پله اصلاح کنیم.پس نیاز داریم که باهمدیگر مطالعه کنیم.برای مثال,به نماز جماعت رفته و در قرآن و احادیث جستجو کنیم و گاهی از امام (جماعت) چیزی بپرسیم.بعضی از برادران و خواهران برای ما توصیه های دارند.خیلی ممنون! اما ما باید همیشه بگوییم”لطفا سندش را هم نشان دهید و اینکه از کدام کتاب است؟ ” انسان ها گاهی دچار سوءتفاهم می شوند و چیزهایی می گویند که حقیقت ندارد.پس قبل از اقدام به دعوت مسلمانان و غیرمسلمانان ,باید  صحت تمام سندها را از قرآن و کتب حدیث چک کنیم.بیایید همگی از اسلام حقیقی پیروی کنیم.برای مثال,اگر در نزدیک مسجد سکونت داریم نماز صبح را در مسجد بخوانیم.همیشه محجبه بشیم.تلاش کنیم که غرور منفی نداشته باشیم وغیره…

من دوست دارم در در اینده یک امام (جماعت) ژاپنی بشوم انشاالله.به همین دلیل سپتامبر آینده برای تحصیل به دانشگاه مدینه می روم.

گروه ترجمه سایت رهیافتگان – محمد مهرداد زمانی

 

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: