خلاصه کتاب
نگاهی به کتاب 180 پرسش و پاسخ ایت الله مکارم شیرازی (هدایت و ضلالت از سوی خدا به چه معناست؟)

هیچ عقل سلیمى نمى تواند این سخن را پذیرا شود که خدا گروهى را مجبور به پیمودن راه ضلالت کند و بعد آنها را بخاطر این کار اجبارى کیفر دهد یا گروهى را به اجبار هدایت کند و بعد بى جهت به آنها جزا و پاداش ارزانى دارد.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) در این قسمت مختصر به موضوع هدایت و ضلالت از سوی خداوند در کتاب ۱۸۰پرسش و پاسخ ایت ایت الله مکارم شیرازی پرداخته می شود.
قسمت۹

هدایت و ضلالت از سوى خدا به چه معنا است؟

هدایت در لغت به معنى دلالت و راهنمایى توام با لطف و دفت است و آن را به دو شعبه تقسیم کرده اند ” ارائه طریق” و” ایصال به مطلوب ” وبه تعبیر دیگر” هدایت تشریحى” و”هدایت تکوینى ”
توضیح اینکه گاه انسان راه را به کسى که طالب آن است با دقت تمام و لطف و عنایت نشان مى دهد، اما پیمودن راه و رسیدن به مقصود برعهده خود اوست. ولى گاهى دست طالبان را مى گیرد و علاوه بر ارائه طریق او را به مقصد مى رساند.

البته نقطه مقابل آن اضلال است. یک نگاه اجمالى به آیات قرآن به خوبى روشن مى سازد که قران هدایت و ضلالت را فعل خدا مى شمرد و هردو را به او نسبت مى دهد. در آیه ۲۱۳ سوره بقره، خداوند هر کس را بخواهد به راه راست هدایت مى کند، در آیه ۹۳ سوره نحل او هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کس را بخواهد گمراه، شبیه این تعبیر در آیات زیادى به چشم مى خورد.
اگر ما قائل به اصل جبر باشیم مفهومى براى تکلیف و مسئولیت و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانى باقى نخواهد ماند .
هیچ عقل سلیمى نمى تواند این سخن را پذیرا شود که خدا گروهى را مجبور به پیمودن راه ضلالت کند و بعد آنها را بخاطر این کار اجبارى کیفر دهد یا گروهى را به اجبار هدایت کند و بعد بى جهت به آنها جزا و پاداش ارزانى دارد.
هدایت تشریعى جنبه عمومى و همگانى دارد و هیچ قید و شرطى در آن نیست چنانکه در آیه ۳ سوره دهر، ما راه را به انسان نشان دادیم خواه شکرگزارى کند یا کفران.
اما هدایت تکوینى به معنى ایصال به مطلوب و گرفتن دست بندگان و گذراندن آنها از تمام پیچ وخم هاى راه و حفظ و حمایت از آنها تا رساندن به ساحل نجات، هزگز بى قید و شرط نمى باشد، هدایت و اضلال مخصوص گروهى است که اوصاف آنان درقرآن بیان شده است.
در آیه ۲۶ سوره بقره (گروهى را گمراه و گروهى را هدایت مى کند اما جز فاسقان را گمراه نمى سازد.) اینجا سرچشمه ظلالت فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهى شمرده شده،
در جاى دیگر مى گوید، خداوند قوم ستمگر را هدایت نمى کند، اینجا ظلم را زمینه ساز ضلالت معرفى کرده ( بقره ۲۵۸)
در جاى دیگر مى خوانیم خداوند قوم کافر را هدایت نمى کند، کفر به عنوان زمینه ساز گمراهى ذکر شده،
باز مى خوانیم خداوند هدایت نمى کند کسى را که دروغگو و کفران کننده است. ( زمر-۳ ) در اینجا دروغگویى و کفران را مقدمه ضلالت شمرده است.
درجاى دیگر، خداوند هدایت نمى کند کسى را که اسراف کار و بسیار دروغگواست. یعنى اسراف و دروغگویى عامل گمراهى است.
نتیجه اینکه خداوند ضلالت الهى را مخصوص کسانى مى شمرد که داراى این اوصافند <<کفر، ظلم، فسق، دروغ، اسراف، کفران.>>
کسى که مرتکب این امور مى شود آیا ظلمت و حجاب قلب او را فرا نمى گیرد. این اعمال و صفات آثارى دارد که خواه ناخواه دامن انسان را مى گیرد پرده بر چشم، گوش و عقل او مى افکند و او را به ضلالت مى کشاند.
از آنجا که خاصیت همه اشیاء و تاثیر همه اسباب به فرمان خداوند است مى توان اضلال را به خدا نسبت داد، اما این نسبت عین اختیار و آزادى اراده بندگان است.
این در زمینه مسئله ضلالت، اما در مورد هدایت نیز شرایط و اوصافى در قرآن بیان شده است.

در یک جامى خوانیم: خداوند بوسیله قرآن کسانی را که از رضا و خشنودى او پیروى مى کنن به راه هاى سلامت هدایت مى کند، و از تاریکى ها به فرمانش بسوى روشنایى مى برد، و آنها را به راه راست رهبرى مى نماید. ( مائده ۱۶) در اینجا پیروى فرمان خدا و جلب خشنودى او زمینه ساز هدایت الهى شمرده شده است. در جاى دیگر مى خوانیم خداوند هر کس را بخواهد گمراه مى سازد و هر کس را که بازگشت به سوى او کند هدایت مى نماید ( رعد۲۷ ) در اینجا توبه و انابه عامل استحقاق هدایت شمرده شده است.
در آیه دیگر، کسانى که در راه ما جهاد کنند آنان را به راه هاى خود هدایت مى کنیم ( عنکبوت ۶۹) در اینجا جهاد مخلصانه در راه خدا شرط اصلى هدایت ذکر شده است.
و بلاخره در آیه مى خوانیم، کسانیکه گام هاى نخستین هدایت را برداشته اند خداوند بر هدایت شان مى افزاید ( محمد ص۱۷ ) در اینجا پیمودن مقدارى از راه هدایت به عنوان شرطى براى ادامه این راه به لطف خداوند ذکر شده است.
نتیجه اینکه تا از سوى بندگان توبه و انابه اى نباشد تا پیرو فرمان او نباشند تا جهاد و تلاش و کوششى صورت نگیرد و تا گامهاى نخستین را در مسیر حق بر ندارند لطف الهى شامل حال آنان نمى شود، دست آنان را نمى گیرد و ایصال به مطلوب نمى کند.
به هر حال مشیت الهى که در آیات هدایت و ضلالت روى آن تکیه شده، هرگز به معنى مشیت بى دلیل و خالى از حکمت نیست بلکه در هر مورد شرایط خاصى دارد که آن را هماهنگ با حکیم بودن او مى کند.

بخش های دیگر از کتاب۱۸۰پرسش و پاسخ را بخوانید؛

بخش۱: (انگیزه و نیاز انسان برای خداجویی) 

بخش۲: (چرا ذات پروردگاررانمى توان درک کرد؟)

بخش۳: (آیا آفریدگار هم آفریدگاری دارد؟) 

بخش۴: (چگونه دین فطری است؟) 

بخش۵: (ناممکن بودن تعدد خدایان، معنی لقاء الله، وجه الله،ثارالله، یدالله چیست؟) 

بخش۶: (خداوند سمیع و بصیر، جمال و جلال خداوند،محبت خدا نسبت به بنده) 

بخش۷: (اراده خداوند، سخن گفتن خدا، خشم خدا،اسم اعظم)

بخش۸: (مفهوم مکر درباره خدا، تقاضای رویت خدا توسط موسی،عرش خدا و عالم ذر چیست؟)

تنظیم و پیاده سازی خدیجه سادات علوی– گروه تحقیقات سایت رهیافته (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: