دکتر عبدالطیف عبدالله(استیون کراوس)
اسلام چیزی است که همه به آن نیاز دارند

اسلام چیزی است که هرکسی به آن نیاز دارد و چیزی است که بسیاری از کسانی که آن را نیافته اند در جستجوی آن هستند.اسلام راهی است به سوی هدف،مراد،سلامتی و شادی زیرا اسلام راه مستقیمی به سوی منبع تمام قدرتی است که ما می توانیم به آن نیاز داشته باشیم یعنی الله.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گروه ترجمه سایت رهیافتگان مترجم هانیه محرابی/اسلام چیزی است که همه به آن نیاز دارند و چیزی است که بسیاری از کسانی که آن را نیافته اند به دنبال آن می گردند.

آشنایی من با اسلام از زمانی که در شهر نیویورک در سال ۱۹۹۸ فارغ التحصیل شدم آغاز شد.تا آن زمان  به مدت ۲۵ سال یک مسیحی پروتستان بودم اما به اعمال دینی نمیپرداختم.

بسیار به معنویت و روحانیت علاقه مند بودم و به دنبال چیزی می گشتم که مجبور به انجام آن با دین سازمان یافته نباشم.

مسیحیت برای من غیر قابل دسترس بود و همچنین آن را مناسب زمان ها نیافتم.برایم دشوار بود که چیزی را پیدا کنم که بتوانم در تمام زندگی ام آن را به کار بندم.این از هم گسیختگی در مسیحیت مرا سوق داد تا از هر چیزی که ادعا می کرد این مذهب سازمان یافته است اجتناب کنم.

دلیل من از نا امیدی از مسیحیت در رابطه با  اطلاعات و راهنمایی ضعیف پیرامون ذات خداوند و ارتباط اشخاص با او بود.ما گمان می کردیم که باید این ارتباط را با حضرت مسیح(ع) داشته باشی،کسی که از یک طرف مرد بود و از طرف دیگر الهی.

فرضیه ی پسر خدا بودن مسیح در مسیحیت باعث شد که من به جستجوی چیزی باشم که بتواند شناخت بهتری از خدا به ما ارائه کند .

چرا من نمیتوانستم مستقیما از خداوند درخواست کنم؟چرا من باید تمام دعا ها را با جمله “به نام عیسی مسیح” آغاز می کردم و با همین جمله به پایان می بردم؟چگونه یک خالق فنا ناپذیر می تواند به شکل یک مرد درآید؟

تعدادی سوال بود که من نمی توانستم آن ها را حل کنم.بنابراین من تشنه نگرشی درست ، واضح و مستقیم درباره دین بودم که بتواند در زندگی من را درست راهنمایی کند و تنها عقاید تعصب آمیز نباشد .

زمانی که در مقطع تحصیلات تکمیلی بودم یک هم اتاقی یهودی داشتم که دانشجوی هنر های رزمی بود.زمانی که با او زندگی می کردم او در حال مطالعه یک هنر به نام سیلات بود.سیلات یک هنر رزمی باستانی مالزی بود که بر اساس آموخته های اسلام پدید آمد.

زمانی که هم اتاقی من از کلاس های سیلات خود بازمی گشت برای من از بعد معنوی آن سخن می گفت.ببه همین دلیل من هم به یادگیری  هنر های رزمی علاقه مند شدم و تصمیم گرفتم که هم اتاقی ام را  همراهی کنم.

اشنایی  من با اسلام در اولین کلاس من در نیویورک آغاز شد هر چند من در آن زمان متوجه آن نشدم.

بنابراین استادم (Cikgu) را ملاقات کردم(Cikgu به معنای استاد مالایا است.)مردی که اساس و جهت گیری اسلام را به من ارائه کرد.درحالی که من در فکر اشتغال به عنوان رزمی کار بودم ،او ره های سمت اسلام را من نشان داد.

از همان ابتدا من شیفته  اسلام شدم و سعی می کردم حداکثر زمان ممکن را با استاد خود بگذرانم.به این دلیل که من و هم اتاقی ام به یک اندازه به سیلات علاقه مند بودیم به خانه استاد  میرفتیم و تا جایی که می توانستیم از علم ایشان بهره می بردیم.در حقیقت تا زمان فارغ التحصیل شدن در مقطع تحصیلات تکمیلی در بهار ۱۹۹۸ با دعوت استاد تمام تابستان را با استاد زندگی کردیم.با افزایش آموخته های من درباره سیلات دانش من درباره اسلام نیز افزایش یافت،دینی که پیش از آشنایی با سیلات خیلی کم در رابطه با آن اطلاعات داشتم.

چون در حال یادگیری اسلام بودم بیشتر به آن علاقه مند میشدم.به دلیل این که من در خانه استادم آموزش دیدم و در محضر مسلمانان مومن بودم به طور مداوم در معرض  مناظر و شیوه های اسلام بودم.

اسلام شیوه زندگی کامل است. زمانی که شما در یک محیط اسلامی هستید نمی توانید آن را از زندگی روزمره خود جدا کنید. بر خلاف مسیحیت، که جدایی بین زندگی  و مذهب را موجب می شود، اسلام از پیروان خود می خواهد که پرستش خدا را با تمام کار هایی که انجام میدهیم ادغام کنیم. بنابراین زمانی که با استاد خود زندگی می کردم من در دین اسلام غوطه ور بودم و مستقیما تجربه می کردم که دین چگونه می تواند تمام زندگی یک فرد را تحت تاثیر قرار دهد.

در ابتدا اسلام برای من بسیار جدید،متفاوت و قدرتمند بود.همچنین در جهات مختلف بسیار بیگانه بود و بسیار سخت فهم بود.

در آن زمان من از جهات بسیاری روشن فکر بودم و از هر چیز تحمیلی و با تعصب بدون در نظر گرفتن نویسنده آن اجتناب می کردم .با گذشت زمان وافزایش دانسته های من از اسلام به تدریج به این نتیجه رسیدم  چیزی که در ظاهر به عنوان عقاید تعصب آمیز مذهبی شناخته میشود در واقع شیوه زندگی است که توسط خالق ما (یا اصطلاح عربی، “دین” که از  خدا است )به ما مطرح شده است.

این شیوه زندگی که من بعدها فرا خواهم گرفت، راه درستی به سمت سعادت و رستگاری است.تنها راه نفسانی و سطحی از زندگی که جامعه و فرهنگ من ترویج می کند نیست.چه کسی بهتر از خالق حکیم می داند که بهترین روش زندگی برای انسان ها چیست؟

پس از اولین کلاس سیلات من در شهر نیویورک تا روز ۳۰ جولای ۱۹۹۹ که شهادتینم را گفتم من خودم را تحت آزمایشی قرار دادم که از دو تجربه بزرگ تشکیل شده بود.اول فرایند پرسش از فرهنگی که در آن رشد کرده بودم و دوم تلاش برای درک ماهیت حقیقی خدا و نقش دین در زندگی .

این به آن اندازه که مردم فکر می کردند مشکل نبود. من در آمریکا بزرگ شدم . چیز زیادی نمی دانستم .در نتیجه یک استاد با استعداد و اطلاعات جهت توضیح حقیقت ارتباط برقرار گردم.

در فرهنگ آمریکایی ما به طور مداوم  را با ارضای نفس بمباران میشویم.اما خداوند تنها کسی که می تواند واقعیت را به ما ارائه کند و و مارا به راه راست هدایت کند.

بخش عظیمی از وقت من صرف پژوهش و کار کردن روی بیماری ها و معضلات جامعه  می گذرد.زمانی که  بیشتر درباره رابطه اسلام یاد گرفتم به این نتیجه رسیدم که بیماری های اجتماعی به طور اولیه از رفتار های ناسالم و رفتار های اجتماعی ناکارآمد منشا می گیرد.

از آنجا که اسلام یک روش زندگی است که به طور کامل روی سالم ترین و مثبت ترین روش برای مدیریت کردن زندگی مان در هر زمینه تمرکز کرده است و همیشه همین گونه خواهد بود، تنها پاسخ درست در رابطه با معضلات اجتماعی را بیان می کند.با توجه به این ادراک، من نه تنها براین موضوع مصمم شدم که اسلام برای زنگی روزمره من مناسب بود بلکه شروع به درک کردن این موضوع کردم که چرا با سایر مذهب ها متفاوت است.

تنها اسلام، اطلاعات و راهنمایی هایی برای تمام جنبه های زندگی ارائه می دهد.تنها اسلام ،راهی برای دستیابی به سلامتی و شادی در تمام ابعاد زندگی ارائه می دهد.(ابعاد فیزیکی، معنوی، ذهنی، مالی،و غیره )تنها اسلام هدفی روشن برای زندگی به ما ارائه می کند.و تنها اسلام طریقه زندگی در  یک جامعه و مشارکت در آن را به ما نشان می دهد و فقط درباره شعار نمی دهد.

اسلام چیزی است که هرکسی به آن نیاز دارد و چیزی است که بسیاری از کسانی که آن را نیافته اند در جستجوی آن هستند.اسلام راهی است به سوی هدف،مراد،سلامتی و شادی زیرا اسلام راه مستقیمی به سوی منبع تمام قدرتی است که ما می توانیم به آن نیاز داشته باشیم یعنی الله.

زمانی که من عملا مسلمان شدم به درستی متوجه چگونه احاطه پیدا کردن به روش زندگی شدم.دقیقا تمام چیز هایی که ما برای عمل کردن آموخته ایم یک هدف مشخص دارد – برای به یاد خدا بودن.

 

این تنها نمایانگر درخشش کامل و الهی دین است.در آن روش زندگی است که می تواند به تو نشان دهد که چگونه خالق خود را به یاد بیاوری به آسانی سلام کردن بر کسی،لباس پوشیدن در صبح یا بیدار شدن از خواب .

اسلام به ما یاد میدهد اگر به یاد خدا باشیم هرکاری که انجام میدهیم برای خداست و عبادت محسوب میشود. درنتیجه با به یاد خدا بودن تمام افکار و اعمالمان از اهداف ناسالم دور میشود و روی خوبی ها متمرکز میشود.

جنبه هایی از اسلام تا حدی برای من مشکل بود و هست .با وجود این من هر روز از خداوند به جهت این که به من اجازه داد تا تغییرات اساسی  در زندگی خود اعمال کنم تشکر می کنم. ان شاالله همچنان یک مسلمان خوب بمانم.

به عنوان یک آمریکایی سفید پوست در طبقه متوسط، بسیاری از جنبه های فرهنگی اسلام با آنچه من و نزدیکان من در گذشته بودیم متفاوت است.

در حقیقت زمانی که من در نهایت خبر شهادتین گفتن و مسلمان شدن خود را به خانواده ام دادم تقریبا تمام سوالات و نگرانی آن ها در رابطه با تفاوت فرهنگی مانند ازدواج،زندگی اجتماعی،خانواده و غیره بود.آن ها بسیار کمتر در رابطه با اعتقادات کلی من درباره خدا و شیوه های مذهبی نگران بودند. برای خانواده ، دوستان و همکاران من مسلمان شدن ضرورتا یک تغییر منفی محسوب نمی شد. اما نیازمند حجم وسیعی از آموزش ها در رابطه با اسلام برای آنها است.

در حقیقت براساس آموزه های خود فرایند به اشتراک گذاشتن حقایق اسلام با آن ها پایان ناپذیر است زیرا محدودیتی برای اطلاعاتی که ما می توانیم کسب کنیم وجود ندارد و این مسئولیت همه ماست که هر اطلاعات صحیحی که در رابطه با اسلام داریم را به اشتراک بگذاریم.

زیرا کسب اطلاعات صحیح یک جز حیاتی برای رشد یک مسلمان است.داشتن یک استاد که به من آموخت چگونه اسلام را در زندگی روزمره خود اعمال کنم همه ی این تفاوت ها را برای من ساخت و به من کمک کرد تا تمام مشکلاتی که در گذشته داشتم را مدیریت کنم.

داشتن یک فرد مطلع که هر زمان که سوالی برایت پیش می آید بتوانی به او مراجعه کنی یک دلگرمی است اسلام دینی نیست که با روش هایی همانند مسیحیت و یهودیت در طول سالیان گذشته استدلال شود.اسلام یک راه روشن است که باید به همان صورت که خداوند ما را راهنمایی کرده است دنبال شود این راه توسط زندگی پیامبر محبوب ما حضرت محمد(ص) ، همراهان او ، مقدسین و علمای اسلام به ما عرضه شده است.

در این دوره و زمان و در این جامعه تشخیص می تواند مقداری دشوار باشد به خصوص زمانی که ما به طور پیوسته با سوالات و شک هایی مواجهیم که از سمت افرادی است که به ظاهر خصومتی با اسلام ندارند اما کمبود کلی در ایمان آن ها می تواند اثر زیان باری روی شخصی بگذارد که کار های آن ها را بر پایه عشق به خداوند می گذارد.

همچنین آسان نیست که در محیطی باشیم که پیوسته توسط خواهش های نفسانی بمباران شویم که به عنوان جنبه های عادی و رایج زندگی روزمره مشاهده می شود.اما زمانی که ما حمایت یک استاد مطلع و با تجربه را داشته باشیم که قادر است آموزه های جهانی اسلام را در زندگی خود اعمال کند در این صورت حقیقت از خطا جدا می شود.دقیقا به همان صورت که خداوند در قرآن توضیح داده است.

اینگونه ما می توانیم بفهمیم که چگونه اسلام را در زندگی خود اعمال کنیم و در نتیجه از نعمت های فراوان خداوند بهره مند شویم.

برای ارزیابی شخصی که ادعای داشتن اطلاعات درست می کند باید به این توجه کنیم که چه قدر آن را در زندگی خود به کار می برد .اگر اعمال آنها از آموزه های ایشان پشتیبانی کرد در این صورت ما باید به آن ها به عنوان راهنما نگاه کنیم.

سفر من به اسلام هرچند کوتاه بود ،تجربه ای بود که موجب تغییر زندگی ام شد.چیزی که با گذشت زمان بیشتر و بیشتر من را سپاس گذار خداوند متعال می کند.

محدوده رحمت خداوند تنها از چشم انداز کسی به طور کامل درک می شود که خودش را غرق خداوند و امیال خود را تسلیم او کرده باشد.

این چیزی است که من از طریق اسلام برای آن تلاش می کنم .این مبارزه ای است که ما باید در هر لحظه برای آن بجنگیم.

من به زندگی خودم قبل از اسلام و بازتاب های آن روی راه های متفاوتی که در جستجوی راهنمایی بودم نگاه می کنم.من به تمام عقیده های متفاوتم در رابطه با این که واقعا خدا کیست و ما چگونه می توانیم به او نزدیک شویم فکر می کنم .حال به گذشته می نگرم و لبخند می زنم و شاید گاهی اشک میریزم زیرا حال من حقیقت را می دانم.

به وسیله اسلام من میدانم که چرا افرادی که به خدا ایمان ندارند ترس های بسیاری در وجودشان هست.زندگی بدون خداوند می تواند بسیار ترسناک باشد.

حال من برنامه نهایی خود آموز دارم این برنامه خودآموز بدون خود استاید راهی است که همه چیز را در جای مناسب خود قرار می دهد .

اکنون زندگی با معنی شده است.اکنون می دانم که چرا اینجا هستم،کجا میخواهم بروم،میخواهم زندگی ام چه باشد،چگونه میخواهم زندگی کنم و چه چیزی مهمترین مسئله است نه تنها برای من بلکه برای همه.

من آرزو دارم و دعا می کنم که سایر افرادی که هنوز راه درست را نیافته اند بتوانند آنچه را که من احساس کردم احساس کنند.

الحمدلله رب العالمین (همه ستایش و تشکر برای خداوند است، پروردگار تمام مخلوقات)

گروه ترجمه سایت رهیافته –هانیه محرابی

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: