نگاهی به کتاب ۱۸۰ پرسش و پاسخ آیت الله مکارم(آیا آفریدگار هم آفریدگاری دارد؟)

اگر همه چیز معلول ماده است پس علت وجود ماده چیست؟ ناچارند در جواب بگویند ماده ازلى است همیشه بوده و خواهد بود و نیاز به علت ندارد و به تعبیردیگر واجب الوجود است.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گزیده ازکتاب ۱۸۰ پرسش وپاسخ ایت الله مکارم شیرازی که با طرج سئوال به مسائل اعتقادی پاسخ میدهد

بخش۳

آیا آفریدگار هم آفریدگارى دارد ؟

در مباحث خدا شناسى معمولا این سوال از طرف افراد تازه کار مطرح میشود که مى گویند شما مى گوئید هر چیزى خالق و آفریدگارى دارد پس بگویید آفریدگار خدا کیست؟
مطلب خیلى روشن است وقتى مى گوییم هر چیزى خالق و آفریدگارى دارد منظور ” هرچیز حادث و ممکن الوجود” است پس این قاعده کلى فقط در اشیائى صادق است که قبلا وجود نداشته و بعد حادث شده نه در مورد واجب الوجود که از ازل بوده و تا ابد خواهدبود، یک وجود ابدى و ازلى نیاز به آفریننده ندارد او قائم به ذات خویش است او هرگز معدوم نبوده که نیاز به علت وجودى داشته باشد.
به تعبیر دیگر وجود او ازخود اوست نه از بیرون ذات او، او آفریده نیست تا آفریننده داشته باشد. ازسوى دیگر اگر خدا خالقى داشته باشد همین سخن درباره خالق فرضى او نیز تکرار مى شود که آفریدگار آن خالق کیست اگر مطلب زنجیروار ادامه یابد و براى هر خالقى خالق دیگر تا بینهایت فرض کنیم سر از تسلسل در مى آورد که باطل بودنش از واضحات است و اگر به وجودى برسیم که که هستیش ازخود اوست و نیازى به آفریدگار ندارد ( یعنى واجب الوجود است ) خداوند عالم همو است.
این مطلب را به بیان دیگر هم مى توان توضیح داد اگر فرضا خداپرست هم نباشیم و با ماتریالیست ها هم عقیده گردیم باید به این سوال پاسخ دهیم که باقبول قانون علیت همه چیز در جهان طبیعت معلول دیگرى است در این حال همان سوالى که از خداپرستان مى شود از مادیین نیز خواهد شد که اگر همه چیز معلول ماده است پس علت وجود ماده چیست؟ ناچارند در جواب بگویند ماده ازلى است همیشه بوده و خواهد بود و نیاز به علت ندارد و به تعبیردیگر واجب الوجود است.
مى بینیم همه فلاسفه جهان اعم از الهى و مادى به یک وجود ازلى ایمان دارند، وجودى که نیاز به خالق ندارد و همیشه بوده است، تفاوت در این است که مادیین علت نخست را فاقد علم و دانش و عقل و شعور مى دانند و براى آن جسمیت، زمان و مکان قائلند اما خداپرستان او را داراى علم و اراده و هدف مى دانند و جسمیت و مکان و زمانى براى آن قائل نبوده، بلکه او را فوق مکان و زمان مى دانند.
تنها راه حل مشکل این است که فرق میان موجود حادث و ازلى، و میان ممکن الوجود و واجب الوجود را به خوبى درک کنیم تا بدانیم آنچه نیاز به خالق دارد موجودات حادث و ممکن است، یعنى هر آفریده آفریدگارى مى خواهد، اما چیزى که آفریده نیست آفریدگار ندارد.

 

بخش های دیگر از همین کتاب را بخوانید؛

بخش۱: (انگیزه و نیاز انسان برای خداجویی) 

بخش۲: (چرا ذات پروردگاررانمى توان درک کرد؟)

بخش۴: (چگونه دین فطری است؟) 

بخش۵: (ناممکن بودن تعدد خدایان، معنی لقاء الله، وجه الله،ثارالله، یدالله چیست؟) 

بخش۶: (خداوند سمیع و بصیر، جمال و جلال خداوند،محبت خدا نسبت به بنده چیست؟)

تنظیم و پیاده سازی خدیجه سادات علوی– گروه تحقیقات سایت رهیافته (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: