نگاهی به کتاب 180 پرسش و پاسخ آیت الله مکارم(انگیزه و نیاز انسان برای خداجویی)

فلاسفه ودانشمندان براى خداجویى سه انگیزه اساسى ذکر کرده اند که قرآن مجید به همه آنها اشاره هاى روشنى دارد.
۱- انگیزه عقلى ۲- انگیزه فطرى ۳- انگیزه عاطفى

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گزیده کتاب ۱۸۰ پرسش وپاسخ ایت الله مکارم شیرازی

بخش۱

فلاسفه ودانشمندان براى خداجویى سه انگیزه اساسى ذکر کرده اند که قرآن مجید به همه آنها اشاره هاى روشنى دارد.
۱- انگیزه عقلى ۲- انگیزه فطرى ۳- انگیزه عاطفى

۱- انگیزه عقلى
انسان عاشق کمال است. این عشق به کمال وتمایل به منافع معنوى ومادى ودفع هرگونه ضرر و زیان انسان را وادار مى کند که در موارد احتمال نیز به تحقیق بپردازد، هر قدر این احتمال قوى تر، و آن سود و زیان عظیم تر باشد این تحقیق و جستجو را لازم تر مى شمرد.
محال است کسى احتمال دهد مطلبى در سرنوشت او تاثیر مهمى دارد خود را موظف به تحقیق در مورد آن نداند. مسئله ایمان بخدا و جستجوى از مذاهب در زمره این مسائل است، سخن از مسائلى است که خیر و شر انسان با ان رابطه تنگاتنگ دارد.
اصل عقلى معروف دفع ضرر محتمل شاخه اى از انگیزه عقلى است، قرآن خطاب به پیامبر مى فرماید: (به آنهابگو به من خبر دهید اگر این قرآن ازسوى خداوند باشد و شما به آن کافر شوید، چه کسى گمراه تر خواهد بود از آن کس که در مخالفت و در گمراهى شدید قراردارد.) این گفتار در مورد کسانى است که هیچ دلیل منطقى در آنها کارگر نیست .
امام صادق علیه السلام به ملحد عصر خود فرمود: (اگر مطلب این باشد که تو مى گویى خدا و قیامتى در کار نباشد که مسلما چنین نیست هم ما اهل نجاتیم هم تو، ولى اگر مطلب این باشد که مامى گوییم و حق نیز همین است ما اهل نجات خواهیم بود و تو هلاک مى شوى.)

۲- انگیزه عاطفى
از امیرمومنان على علیه السلام نقل شده است که: انسان بنده احسان است ( الانسان عبدالاحسان ) و در حدیث دیگر مى فرماید: بوسیله احسان قلبها به تسخیر انسان در مى آید ( بالاحسان تملک القلوب ) و باز مى فرماید به هر کس مى خواهى نیکى کن تا امیر او باشى ( وافضل على من شئت تکن امیر )
و پیامبر در حدیثى مى فرماید: خداوند دلها را در تسخیر محبت کسى قرار داده که به او نیکى کند و در بغض کسى قرار داده که به او بدى کند.
خلاصه این واقعیت که هر کس به دیگرى خدمتى کند یا نعمتى بخشد عواطف او را متوجه خود مى سازد و به صاحب خدمت و نعمت علاقمند مى شود میل دارد او را کاملا بشناسد و از او تشکر کند هر قدر این نعمت مهم تر و فراگیرتر باشد تحریک عواطف بسوى “منعم” و”شناخت” او بیشتر است. لذا علماى علم کلام شکر منعم را یکى از انگیزه هاى تحقیق پیرامون مذهب و معرفت الله شمرده اند.
ولى باید توجه داشت “شکر منعم ” قبل از انکه یک حکم عقلى باشد یک فرمان عاطفى است.

۳- انگیزه فطرى
وقتى سخن از فطرت مى گوییم منظور احساسات درونى و درکى است که هیچگونه نیازى به استدلال عقلى ندارد.
حس زیبایى یکى از تمایلات عالیه روح انسان است. کشش بسوى مذهب مخصوصا شناخت خدا نیز یکى از این احساسات ذاتى و درونى است، بلکه از نیرومندترین انگیزه ها در اعماق سرشت و جان همه انسان ها است.
به همین دلیل هیچ قوم و ملتى را مشاهده نمى کنیم که نوعى از عقائد مذهبى بر فکر و روح آنها حکمفرما نباشد، و این نشانه اصالت این احساس، عمیق است قرآن به هنگام ذکر داستان انبیا، رسالت انبیا را زدودن آثار شرک و بت پرستى مى داند نه اثبات وجود خدا چرا که این موضوع در اعماق سرشت هر کس نهفته شده است.
از این گذشته ما درون جان خود احساسات اصیل فطرى دیگرى نیز داریم. از جمله جذبه فوق العاده اى است که نسبت به علم و دانش و آگاهى هر چه بیشتر در خود مى بینیم.
آیا ممکن است این نظام عجیب را در این جهان پهناور مشاهده کنیم و علاقه نداشته باشیم سرچشمه این نظام را بشناسیم؟ آیا ممکن است دانشمندى بیست سال براى شناخت زندگى مورچگان زحمت کشد و دانشمند دیگرى ده ها سال براى شناخت بعضى از پرندگان یا درختان یا ماهیان دریاها تلاش کند، بى آنکه انگیزه اى جز عشق به علم در درون جان او باشد؟ آیا ممکن است آنها نخواهند سرچشمه اصلى این دریاى بى کرانى که از ازل تا ابد را فرا گرفته بشناسند.
آرى اینها انگیزه هایى است که ما را بسوى معرفه الله دعوت مى کند، عقل ما را به این راه مى خواند، عواطف ما را به این سو جذب مى کند، و فطرت ما را به این سمت مى راند.

 

بخش های دیگر از همین کتاب را بخوانید؛

بخش۲: (چرا ذات پروردگاررانمى توان درک کرد؟)

بخش۳: (آیا آفریدگار هم آفریدگاری دارد؟) 

بخش۴: (چگونه دین فطری است؟) 

بخش۵: (ناممکن بودن تعدد خدایان، معنی لقاء الله، وجه الله،ثارالله، یدالله چیست؟) 

بخش۶: (خداوند سمیع و بصیر، جمال و جلال خداوند،محبت خدا نسبت به بنده چیست؟)

 

 

تنظیم و پیاده سازی خدیجه سادات علوی– گروه تحقیقات سایت رهیافته (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: