رهیافته
داستان مسلمان شدن سه زن جوان فرانسوی

عایشه بعد از تشرف به اسلام وقتی از خانه بیرون می رود حجاب برسر می‌کرد و گوشت خوک نمی‌خورد. پدر ومادرش خیلی زود متوجه تغییرات در زندگی او شدند پدر سختگیری زیادی کرد و او را تهدید به اخراج از خانه و خانواده کرد.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )   گروه ترجمه سایت رهیافتگان–مترجم معصومه طاهری/بنا به گفته برخی از کارشناسان، در طول ۲۵ سال گذشته در فرانسه، تعداد گروندگان به اسلام دو برابر شده یعنی با وجود اینکه حملات علیه مسلمانان بیشتر شده است. مسلمانان فرانسه معتقدند رسانه‌ها تصویر غلطی از اسلام نشان می‌دهند که کاملا نادرست است. به‌همین خاطر کنجکاوی مردم را برمی‌انگیزد و می‌خواهند سوال کنند و بیشتر از اسلام بدانند  و از این دین زیبا بهره مند شوند.

خیلی از زنان و مردانی که به اسلام  گرایش داشته‌اند در اغلب اوقات این نیست که به احساسات و عقاید عزیران خود توهین کنند و از آنها  جدا بشوند و مخفیانه بدون کمک آنها باشند. این همان چیزی است که برای سه دختر فرانسوی اتفاق افتاده است یعنی الودی و امیلی و ناتالی.

شهادت می‌دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست:

(( الودی)) در مسجدی نزدیک خانه‌اش شهادتین را گفت  و مسلمان شد. او این لحظه را برای همیشه در ذهن خودش  حک کرده است. او  از دوستان مسلمان خودش به خاطر این‌که با اسلام آشنایش کردند قدردان است. بعد از مطالعه و تحقیق به اسلام روی آورد زیرا همیشه برای او رابطه عاشقانه مومنان با خدا شگفت آور بوده در حال حاضر اسم عایشه را بر خود نهاده است  به خاطر این تولد دوباره  و مسلمان شدن بسیار خوشحال است دین اسلامی که پیام آخرین پیامبر الهی خدا را برای همه مردم دنیا و مسلمانان به همراه دارد.

((امیلی ))هم به نوبه خود  از اینکه این راه را به تنهایی بعد از طی سختی ها و مطالعات زیاد مسیر زندگی قرار داده است خوشحال است و با گفتن شهادتین  تمام شک‌ها و تردیدهایی که داشت به یقین رسید و سوالاتش را پاسخ گرفت

((ناتالی)) دختری است که چند سال با مسلمانی  رابطه دوستانه داشت  و با مسلمان شدن، با او ازدواج کرد  اومی گوید انگیزه اصلی مسلمان شدن من ازدواج نبود، بلکه شخصا به این باور رسیدم که دین اسلام دین فوق العاده‌ای است؛ بنابراین اسم خود را حکمیه گذاشته و تصمیم گرفت با یک مسلمان ازدواج کند.

این داستان سه زن جوانی است که تصمیم گرفتند مسیر زندگی خود را تغییر دهند  آن هم نه از روی تعصب و تقلید  کورکورانه  .

عایشه بعد از تشرف به اسلام وقتی از خانه بیرون می رود حجاب برسر می‌کرد و گوشت خوک نمی‌خورد. پدر ومادرش خیلی زود متوجه تغییرات در زندگی او شدند پدر سختگیری زیادی کرد و او را تهدید به اخراج از خانه و خانواده کرد. میگفتند ما از عرب ها خوشمان نمی‌آید آنها تروریست هستند  درحال حاضر به قدر کافی تروریست وجود ندارد که توهم جز آنها بشوی.

حکیمه هم از طرف خانواده طرد شد آنها گفتند تو همه چیز و خانواده را رها کردی و به خانواده جدیدی پیوسته‌ایمادیگر دختری نداریم  دختر ما مرده است  دختر ما دزدیده‌اند  و او هم به ناچار خانواده را ترک کرد و سوک بسیار بزرگی برایش بود همچنان انتظار می‌کشد تا باز بتواند به آغوش خانواده بازگردد  هر روز دعا می‌کند و از خدا می‌خواهد پدر ومادرش هدایت بشوند.

امیلی که پنهان از خانواده به اسلام روی آورده بود بعد از مسلمان شدن هر لحظه نگران  بود  که نماز خواندش را در اتاق بببینند اما از تغییر رفتار او خانواده متوجه شدند  و به او گفتند  اسلام  تو را نابوده می‌کند تو شما شستشوی مغزی شده‌ای. زندگی تو  زیر برقع با ریش‌های خونین ازبین می‌رود

برای این زنان جوان تشرف به اسلام؛ یعنی شروع یک زندگی تازه و آغازی دوباره. آنها جوانان فرانسوی هستند که با وجود همه راههای فریب و اغفال راه حق وحقیقت را پیدا کرده‌اند. آنها عاشق خدا و پیامبر خدا هستند و احساس می‌کنند بخشی از بزرگترین خانواده هستند و خواهران و برادارن زیادی دارند و تمام این سختی‌ها و تعصبات و ستم‌هایی که می‌شود امتحان الهی است

انها زنان و مردان فردا هستند که به آینده امیدوارند و ایمان و اعتقاد قلبی به را راهی انتخاب کرده‌اند و دارند  و از این که خداوند آنها را در مسیر حق هدایت کرده خوشحالند و افتخار می‌کنند برای همین از خدا می‌خواهند تا آنها را دراین راه با  وجود همه مشکلات و سختی‌ها  حفظ کند.

گروه ترجمه سایت رهیافتگان–مترجم معصومه طاهری

پ.ن:عکس تزئینی است.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: