گفت وگو با مبلغ بين‌المللي و كارشناس ديني شبكه‌هاي برون مرزي
مبلغان بین‌المللی مجاهدان مهاجر هستند

به نظر من همه کشورها نیاز دارند تا برایشان بسته‌ای آماده کنیم البته منظور از پذیرش اسلام این نیست که مردم مسلمان شوند و تغییر دین بدهند

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی یکی از مبلغین بین‌المللی که در شبکه‌های برون‌مرزی نیز فعالیت دارد گفت‌وگو داشتیم. وی معتقد است امروز رسانه‌ها منبر دیگری هستند به همین خاطر در حوزه رسانه حضور پررنگی دارد.

شما از کارشناسان شبکه پرس‌تی‌وی هم هستید یعنی این‌که در زبان انگلیسی فراتر از یک مکالمه ساده صحبت می‌کنید چطور به چنین مرحله‌ای رسیدید؟
من از شاگردان ممتاز مدرسه بودم و همه معلمان مدرسه از این‌که حوزه بروم مخالفت می‌کردند خودم هم تمایل داشتم در رشته ریاضی درس بخوانم، ولی پدرم اصرار داشت حوزه بروم؛ هرچند روحانی نبود ولی درس حوزوی خوانده بود و از فعالان قبل و بعد از انقلاب بود این فضا را خیلی دوست داشت. این شد که به حوزه رفتم. خدا خواست تا به زبان انگلیسی مهارت پیدا کنم و در برنامه‌های مختلف تلویزیونی در شبکه پرس‌تی‌وی و سحر فعالیت کنم همچنین چندین مقاله به زبان انگلیسی منتشر کرده‌ام و به کشورهای مختلف رفته‌ام و سخنرانی‌هایی به زبان انگلیس داشته‌ام. کسی که مشوق من در زبان‌آموزی بود شهید بهشتی است. روزی فردی کلیپی از شهید بهشتی پخش کرد که شهید انگلیسی حرف می‌زد برایم خیلی جالب بود که می‌توان یک روحانی و حوزوی بود و به زبان انگلیسی هم تسلط داشت همین مسئله انگیزه جدی شد تا زبان یاد بگیرم. در واقع شهید بهشتی الگوی زندگی‌ام در این چند سال بوده است علاوه بر ایشان مقام معظم رهبری هم بر ساختار فکری و اندیشه‌های من تأثیر زیادی داشته‌اند و به نوعی ساختار فکری من مرهون اندیشه‌های ایشان است همینطور شهید امام موسی صدر که روی رفتار و کارکرد عملی من خیلی مؤثر بوده است. همیشه سعی کرده‌ام مثل ایشان باشم. این سه بزرگوار انصافاً بر من تأثیر زیادی داشته‌اند؛ وقتی وارد حوزه زبان آموزی شدم به مرکز آموزش زبان حوزه رفتم و زبان یاد گرفتم.
به عنوان یک روحانی زبان‌آموزی سخت نبود؟
اتفاقاً در شهرستان سختی زیادی برایم وجود داشت بعضی‌ها در حوزه مانع می‌شدند که زبان بخوانم ولی چون شاگرد ممتازی بودم کسی من را منع نکرد و توانستم ادامه بدهم. پرش من در زبان مؤسسه مطالعات اسلامی زیرنظر دکتر شمالی بود الحق ایشان را باید یکی از تندیس‌های تبلیغ بین‌الملل دانست. ایشان با تأسیس مؤسسه بچه‌ها را دورهم گردآورد. من در مقطع دکتری همان سطح چهار هم درس می‌خواندم و هم زبان انگلیسی را دنبال می‌کردم و این محیط باعث شد تا زبان من حتی فعالیت‌های بین‌المللی من چهره دیگری به خود بگیرد.
به عنوان یک مبلغ بین‌المللی سهم ما را در تولید و توزیع علوم اسلامی در جهان چگونه می‌بینید؟
سهم ما در توزیع علوم انسانی جایگاه خوبی است تولیدات فاخر زیادی در علوم اسلامی داریم و در علوم انسانی به نسبت علوم پزشکی و فنی و پایه تولیدات بیشتری داشته‌ایم. واقعیت امر این است که با وجود تولید بالا، در عرصه توزیع ضعیف هستیم و کاملاً معکوس عمل کرده‌ایم یعنی سهم ما در توزیع و انتشار مقالات بیرون از کشور در حوزه علوم انسانی به خصوص علوم اسلامی بسیار ناچیز است و این اتفاق خوبی نیست باید در عرصه توزیع هم بتوانیم سهم بالایی داشته باشیم.
علت این ضعف چیست؟
دلیل آن این است که متأسفانه همه‌‌اش به تولید فکر کرده‌ایم و به توزیع و نشر آن فکر نکردیم؛ چه آن‌که همان مقدار که تولید کرده‌ایم لازم است توزیع هم داشته باشیم. دانش و معارف یک مقوله است اما اینکه داشته‌ها و نیازها را بررسی کنیم و نشر بدهیم مقوله دیگری است باید براساس نیازها و ذائقه‌ها تولید کرد اما تولید به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه باید به درستی هم توزیع داشت. بسته‌بندی‌های ما باید به تناسب ذائقه‌ها و نیازها باشد چون عرصه توزیع را ندیدیم گاهی در تولید هم به مقولاتی می‌پردازیم که فقط به صورت پیش‌فرض‌های ذهنی بوده همه به این خاطر است که فضای بیرون را به صورت جدی و بنیادین رصد نکرده‌ایم و جدی نگرفته‌ایم. در بحث زبان توجه زیادی نشده است. حضرت آقا در سال ۷۴ که به حوزه آمده بودند دغدغه آموزش زبان در حوزه‌ها را داشتند. ببینید ایشان چقدر جلوتر از زمان بودند متأسفانه در حوزه زبان به خصوص انگلیسی در دنیا مواجهه خوبی نداشته‌ایم. هرچند جامعه‌المصطفی فعالیت دارد اما تنها بخشی از کار است بحث دیگر آشنایی با فرهنگ و سلایق و نگرش‌های بیرونی است. مثلاً بسته‌ای که برای مالزی می‌خواهیم با ژاپن فرق دارد هر کشور فرهنگ و مقتضیات خودش را دارد زمانی که من قرار بود به ژاپن بروم سؤال کردم آنجا چه بحث‌هایی مطرح کنم دوستانی که نرفته بودند هرکدام نظری دادند؛ رابطه جهانی شدن و اخلاق و تکنولوژی و… وقتی رفتم دیدم اتفاقاً کشور داستان‌ها و اسطوره ‌است باید از این طریق وارد شویم. ما نیازها و ذائقه‌های بیرونی را نمی‌شناسیم تا براساس آن بسته داشته باشیم.
اقبال طلاب به تبلیغ خارج از کشور را چطور می‌بینید؟
انگیزه‌های خوبی دارند، ولی کافی نیست استعداد و صبوری نیز لازم است. یکبار در کاشان سخنرانی داشتم گفتم مبلغان بین‌المللی مجاهدان مهاجر هستند. واقعیت هم همین است. خارج از کشور ظاهراً کلاس و وجهه دارد اما این ظاهر امر است در اصل سختی‌های زیادی هم وجود دارد؛ مثلاً غذای حلال به راحتی پیدا نمی‌شود.
به نظرتان کدام کشور بیش از همه مستعد تبلیغ اسلام و تشیع است؟
به نظر من همه کشورها نیاز دارند تا برایشان بسته‌ای آماده کنیم البته منظور از پذیرش اسلام این نیست که مردم مسلمان شوند و تغییر دین بدهند بلکه می‌خواهیم نگاه آنها را به معارف اسلامی و تشیع درست کنیم و تصویر غلطی که از اسلام شیعی دارند عوض بشود اگر به تعبیر امام رضا(ع) همه مردم معارف ما را بشناسند خودشان می‌آیند. ما نیز به دنبال این هستیم تا معارف اسلام، تشیع و اهل بیت(ع) را به آنها بگوییم.
تاکنون به این فکر کردید در کشوری به عنوان مبلغ مادام‌العمر بمانید؟
نه؛ بعضی سفرهایم تبلیغی بوده برخی برای تدریس و برخی برای کنفرانس و سخنرانی. البته مدت زمان حضورم در کشوری بستگی به نیاز و شرایط دارد گاهی سفر کوتاه است، ولی گاهی بنا به شرایط لازم است چند ماه بمانم ولی این‌که برای همیشه باشد نه این طور نیست.
در شرق آسیا اخبار جنگ سوریه وارونه منعکس می‌شود چنانچه ایران را در کنار امریکا و اسرائیل ضد مردم سوریه نشان داده‌اند علت این امر چیست و چه باید کرد؟
جدای از این مسئله خیلی‌ها ایران را نمی‌شناسند مثلاً وقتی می‌گوییم ایران نه این‌که هم مرز هستیم و به انگلیسی اسم ایران و عراق به هم نزدیک است ما را با عراق اشتباه می‌گیرند و مدام سؤال می‌کنند آنجا جنگ است؟ اوضاع چطوری است؟ من تازه باید برای آ‌نها توضیح بدهم که عراق غیر از ایران است و ایران کشوری بدون جنگ و رو به رشد است. جالب است در کلاس‌هایم چندین بار پیش آمده که تفاوت عراق و ایران را حتی برخی استادان نمی‌دانند و این مسئله به دیپلماسی ضعیف ما برمی‌گردد.
به نظرتان بهترین کار برای تبلیغ تشیع در جهان چیست؟
یکی از مباحثی که در حوزه تبلیغ تشیع وجود دارد این است در کنار تبلیغ منبری فعالیت‌های دیگری هم داشته باشیم. مثلاً در کنفرانس‌ها و جلسات بین‌المللی حضور فعال داشته باشیم و با آشنایی به زبان‌های زنده دنیا و علوم جدید بتوانیم به خوبی مشخصات مذهب تشیع را به جهانیان برسانیم تا حقیقت آن را دریابند.
مهم‌ترین دستاورد تبلیغی خودتان را در سفرها چه می‌دانید؟
در حدی نیستم که دستاوردی از خودم داشته باشم و بخواهم ارزیابی کنم، ولی به لطف خدا دراین سال‌ها که فعالیت تبلیغی داشته‌ام و مقالاتی ارائه کرده‌ام خیلی‌ها نظر داده‌اند و این نظرات برای من سازنده و قابل تأمل بوده است. به‌نظرم باید در عرصه فضای مجازی فعال باشیم. خیلی‌ها هستند که سؤال دارند و از این طریق می‌پرسند و باید بتوانیم جوابگوی آنها باشیم.
تلخ‌ترین خاطره‌ای که از سفرهای تبلیغی خارج از کشور داشته‌اید چه بوده است؟
این است که گاهی ایران اسلامی ما، رهبری و اندیشه‌های امام خمینی را نمی‌شناسند فکر می‌کنند اینها تنها انقلابی به معنای سیاسی روز بودند و نمی‌دانند اندیشه‌های بزرگ داشتند طرح برای دنیای مدرن داشتند و این بعد مهم شخصیت امام و رهبری کاملاً ناشناخته مانده است. یکبار در بزرگ‌ترین دانشگاه اندونزی سخنرانی داشتم شخصیت‌های علمی زیادی آنجا بودند. یکی از من سؤال کرد چرا ایران از تروریست‌های داعش حمایت می‌کند؟ ناراحت شدم؛ چراکه ما خودمان پیشگام مبارزه با داعش هستیم ولی خلاف آن مطرح می‌شود همه اینها ناشی از ضعف در دیپلماسی رسانه‌ای ماست؛ وقتی مسئله را برای او توضیح دادم برایش جالب بود. خاطرات تلخ زیاد است این‌که به شیعه اتهام زیاد می‌زنند دل را به درد می‌آورد. یادم نمی‌رود یکبار در کشوری عربی فردی تا فهمید من شیعه هستم به من ضربه محکمی زد و گفت کافر و حرامزاده؛ این نشان می‌دهد چه تلخی‌هایی در مسیر تبلیغات بین‌الملل برای ما وجود دارد و با چه تهمت‌های تلخی مواجه هستیم که باید آنها را پاک کنیم. چند شب پیش یکی از دوستان پیامی داد که ایران چرا با اسرائیلی‌ها است و با امریکا همراه است. در این میان آنچه بیشتر ناراحت‌کننده است این است که برخی ناآگاهانه در داخل حرف‌هایی می‌زنند که آب به آسیاب دشمن می‌ریزند طوری که در بیرون علیه ما استفاده می‌شود.
کلام را با خاطره خوب به پایان ببریم…
وقتی یک پست ساده می‌گذارم در فیس‌بوک می‌چرخد این به نظرم اتفاق خوبی است. مثلاً خاطره‌ای گذاشتم دیدم ۱۳هزار نفر طی چند روز آن را دیدند و ابراز علاقه داشتند. اینها به من انگیزه می‌دهد تا در فضای رسانه‌ای بیشتر فعالیت کنم. یا فردی درباره شیعه نگاه بدی داشت از من سؤال کرد شما چرا اینطور نماز می‌خوانید و کلی سؤال و انتقاد داشت بعد کم کم طی رد و بدل پیام‌ها دوست شدیم. بعداً متوجه شدم او از لیدرهای بزرگ جریان سلفی است، ولی با این حال به من محبت دارد و هدیه برای من می‌فرستد. این نشان می‌دهد با اخلاق محمدی حتی وهابیون تحت تأثیر قرار می‌گیرند چون اغلب تشیع را نمی‌شناسند و به اصل حقیقت برمی‌گردند.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: