استنزل رینر
من به معاد اعتقاد دارم و معتقدم که چنین روزی در انتظار ماست

من همیشه از خداوند می‌خواستم که به من کمک کند و راه راست را به من نشان دهد. امروز به این نتیجه رسیده‌ام که اسلام همان راه درست و حقیقی است و در مسیر آموزش‌های اسلام هیچ انتهایی وجود ندارد و انسانی که اسلام را به عنوان دین خود برمی‌گزیند

    به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) «استنزل رینر» اهل آلمان است. او حالا خودش را به عراق رسانده تا در راهپیمایی بزرگ اربعین شرکت کند.

«استنزل رینر»، زائر آلمانی اربعین ۱۴۳۸ گفت است که بعد از چند سال مطالعه و بررسی، هفت سال پیش به اسلام گرایش پیدا کرده و معتقد است این عنایت خدا به او بوده و خدا را به خاطر این موهبت شکر می‌کند.

13950826103428419221864

رینر درباره چگونگی گرایش‌اش به اسلام گفت: من همیشه از خداوند می‌خواستم که به من کمک کند و راه راست را به من نشان دهد. امروز به این نتیجه رسیده‌ام که اسلام همان راه درست و حقیقی است و در مسیر آموزش‌های اسلام هیچ انتهایی وجود ندارد و انسانی که اسلام را به عنوان دین خود برمی‌گزیند، مدام در حال آموزش و رشد است. البته آموزش کافی نیست، برخی موضوعات و دستورات دین را می شناسند اما مهم این است که بتوانند آن را به کار بگیرند.

استنزل یکی از تازه مسلمانانی است که به همراه جمع زیادی از زوار اروپایی در قالب هیأت بزرگ اربعین حسینی اروپا راهی عراق شده است. وقتی از او درباره مذهب کنونی‌اش پرسش می‌شود که آیا شیعه است یا نه؟ پاسخ جالبی می‌دهد که نشان دهنده این است که معارف اسلامی را به صورت عمیق در حال پی گرفتن است. او در پاسخ به این سؤال به یک مکالمه امام صادق(ع) با یکی از پیروان خود اشاره می‌کند و می‌گوید: روزی فردی در پاسخ به پرسش امام صادق(ع) اذعان کرد که شیعه است و حضرت فرمودند که این را نگویید، بگویید طرفدار و محب اهل بیت(ع) هستم و فکر می‌کنم دلیل آن این است که اگر بگوییم شیعه هستیم ممکن است در برابر خدا دروغ گفته باشیم. شیعه بودن مسئولیت بزرگ و دقیقی است.

رینر حالا، ۴۵ سال سن دارد و دو سال پیش با یک بانوی مسلمان از ترکیه که او را ارادتمند به اهل بیت(ع) معرفی می‌کند، ازدواج کرده است. او درباره اینکه چه چیز اسلام بیشتر نظر او را جذب کرد تا به این دین گرایش پیدا کند، می‌گوید: من شخصاً دوست داشتم و دارم که یک انسان خوب باشم. دوست دارم قلب خودم را اصلاح کنم و هر روز نسبت به گذشته آدم بهتری باشم و اسلام در این مسیر من را راهنمایی می‌کند. ان شاءالله می‌خواهم برای روز قیامت که همه حاضر می‌شوند، آماده باشم و به عنوان یک انسان خوب به حساب من رسیدگی شود. من به معاد اعتقاد دارم و معتقدم که چنین روزی در انتظار ماست. فکر می‌کنم اسلام می‌تواند بزرگترین کمک و آموزش‌دهنده به من برای خوب بودنم باشد.

در میانه بحث به نکته جالبی اشاره می‌کند و می‌گوید: ببینید، من در نگاه اول این طور تصور می‌کردم که همه مسلمانان انسان‌های خوبی هستند. اما الآن فکر می‌کنم، آن روزها چشمم بر روی برخی حقایق بسته بوده است. اینکه یک انسان خوب یا بد باشد شاید به تنهایی برخاسته از منتسب شدن او به یک دین و مذهب نباشد. اگر قرار نباشد به آموزه‌های دین عمل کنیم، مسلمان، صرفاً مسلمان نام می‌گیرد و مسیحی و یهودی هم صرفاً مسیحی و یهودی خوانده می‌شوند. مهم این است که ما «انسانیت» را بفهمیم و انسان باشیم. اسلام را اگر درست بفهمیم و عمل کنیم این انسانیت متجلی می‌شود.

او ادامه می‌دهد: من مسلمانانا را با قلب خودم به تماشا نشسته‌ام. می‌بینم برخی مسلمانان در کشورهای دیگر چه زیبا نماز می‌خوانند اما احساس می کنم که هرکدام مشکلی دارند و کمی از حقیقت دین فاصله دارند و نسبت به این فاصله هم بی‌تفاوتند و بنای اصلاح ندارند. شاید این به این دلیل است که در این دنیا گرفتار شده‌اند.

با ذوق و شوق ماجرای شیعه شدن اش را شرح می‌دهد و می‌گوید: من هر روز از خدا می خواستم و به او می گفتم که به من کمک کن تا راه درست را پیدا کنم. هر روز اتفاقات خیلی زیادی برای من می افتاد و من نمی‌دانستم چرا اینطور می‌شود. در واقع این خداوند بود که این اتفاقات را برای من پیش می آورد. یک روز یک قرآن خریدم تا بخوانم اما هیچ چیزی از آن نفهمیدم. با اینکه به زبان آلمانی بود، اما چیزی از آن متوجه نشدم. تا اینکه یک دوست که امروز در این راهپیمایی هم در کنار من حضور دارد، من را راهنمایی کرد و او شریعت دین را به من آموخت. من دوست داشتم شیعه بشوم اما معارف آن را به درستی نمی‌شناختم و این دوست به من کمک کرد که مثلاً چطور باید نماز بخوانم. چطور رکوع بروم، چطور سجده بروم. به راحتی متوجه می‌شوم که انجام این اعمال چطور روحیه من را تغییر می‌دهد و احساس خوبی در من به وجود می‌آورد.

وقتی از او به صورت جزئی‌تر خواسته می‌شود که منظور خود از اینکه برخی مسلمانان بد هم حضور دارند، توضیح دهد و مسلمان خوب از نظر او چه کسی است؟، بلافاصله با یک حرف دیگر پختگی خود در رعایت مکارم اخلاق را به رخ می‌کشد: فقط در همین حد می گویم که برخی به دین به درستی عمل نمی‌کنند، من در این زمینه نمی‌توانم چیز بیشتری بگویم. بهتر است و باید اشتباهات و عیب‌های خودم را جست‌وجو کنم و نمی‌توانم در این خصوص به صورت جزئی درباره دیگران چیزی بگویم. من حق ندارم بگویم، دیگری آدم بدی است و من باید دنبال برطرف کردن عیوب خود باشم. ممکن است بسیاری از ما زمانی صدها کار خوب کرده باشم و بعد دچار اشتباهی بشویم. پس بهتر است اگر عیبی هم دیدیم ابتدا آن را درون خود جستجو کنیم تا ما به این عیب مبتلا نباشیم.

ادامه گفتگو با رینر به حضور او در راهپیمایی اربعین کشیده می‌شود و اینکه آیا این برای اولین بار است که در این مراسم حضور پیدا می کند که می گوید: خدا را شکر، این دومین سال حضور من در این مراسم است. سال قبل هم به اینجا آمدم و موفق شدم کل مسیر را پیاده طی کنم. این پیاده روی فرصت خوبی برای فکر کردن درباره خودمان است. این حضور عظیم، شگفت آور و عالی است. مهم نیست بگویم ۲۰ میلیون، ۳۰ میلیون، ۴۰ میلیون یا هر عددی، هر چقدر هم بیایند کم است. چیزی که مهم است این است که چشم من و قلب من می بیند که این مردم چطور در کنار هم به سمت یک هدف می‌روند. گاهی اوقات مواردی هم هست که باعث دلخوری من می شود. می بینم که بعضی هنگام اذان، نماز اول وقت را رها می کنند و مثلاً فوتبال بازی می کنند، خب ناراحت می شوم که چرا جایگاه خود را نمی شناسیم و از ارتباط با خدا غافل می شویم. البته افرادی هم هستند که اهمیت می دهند اما این کافی نیست و ما مردم باید برای اسلام قوی و دین داری صحیح آماده شویم. اما تصور می کنم اگر به نماز درست اهمیت ندهیم و در انجام به طور صحیحِ آن، مراقبت نداشته باشیم، آینده خوبی در انتظارمان نخواهد بود.

استنزل ادامه می دهد: ببینید، منظور من رعایت اخلاق یا اینکه باید رعایت حال دیگران را داشته باشیم و… نیست. اینکه به این مسائل باید توجه داشته باشیم در جای خود مهم است اما مسأله اصلی من این است که نماز حسابش فرق دارد و نماز از سوی خداست. برادران مسلمان اهل سنت به این مسأله توجه بیشتری دارند.»

بعد از این صحبت ها، رینر آلمانی با حرارت از عشق و علاقه خود به مردمی که در این مراسم حضور پیدا می کنند و از یک علقه عاطفی مشترک میان راهپیمانان علی رغم اینکه زبان یکدیگر را متوجه نمی شوند یا در تراز فرهنگی و اقتصادی متفاوتی در برابر هم جلوه می کنند، حرف می زند و می گوید: با اینکه این برادران و خواهران از کشورهای مختلف هستند و زبان هم را نمی فهمند، اما انگار با قلب همدیگر را درک می‌کنند و هر چه بیشتر بر روی خود کار کرده باشیم این ارتباط و این دریافت از یکدیگر بهتر خواهد بود. اما باید همیشه روابط ما این گونه باشد. همیشه باید در برابر همدیگر این رفتار و حسن خلق را داشته باشیم و فقط مختص اربعین نباشد. اربعین فرصت خوبی است که انسان بر روی خود و اعمالش متمرکز شود.

استنزل رینر، حالا به عنوان یک مسلمان دقیق شناخته می شود که بیش از هر چیز دیگری از زاویه ساخت خود و تربیت خودش به مسائل نگاه می کند، اما این به این معنا نیست که او دیدی جهانی ندارد، در عین اینکه بر خودسازی و سیر و سلوک فردی خود تأکید دارد، معتقد است که اربعین می تواند تجلی گر این باشد که اسلام محدود در ملیت‌ها و جغرافیا نمی شود. او می‌گوید: «چیزی که در اربعین رنگ باخته همین مرز گذاری هاست. به نظرم همه چیز به عمل ما برمی‌گردد. اسلام برای همه ماست. حتی برای همه اهل کتاب است. این نگاه به اسلام را باید برجسته کرد و البته باز هم بهتر است در این باره علما و کارشناسان به بحث و گفت‌وگو بنشینند.

او در لحظات پایانی این گفت‌وگو در پاسخ به اینکه آیا تا به حال به ایران سفر کرده است یا نه، با حسرت پاسخی منفی می دهد و بلافاصله با سخنش انگیزه آمدنش به ایران متجلی می شود: سال گذشته دوست داشتم به زیارت امام رضا(ع) بیایم. اما پدرم بیمار شد و در بیمارستان بود. من مرتب در مسیر آلمان-اتریش در رفت و آمد بودم و پول زیادی برایم باقی نمانده بود که بتوانم به این سفر بیایم. ولی امیدوارم در آینده نزدیک بتوانم به ایران بیایم.

منبع: تسنیم

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: