مصاحبه کریم عبد الجبار با شبکه الجزیره
بسکتبالیست مشهور امریکایی : چرا مسلمان شدم؟

حول مالکوم ایکس از یک خرده مجرم به یک رهبر سیاسی الهام بخش من بود که از نزدیک به تربیت خود بیاندیشم و مرا بر آن داشت که که عمیق تر در مورد هویتم تفکر کنم. اسلام او را یاری کرد تا حقیقت خود را بیابد و به او قدرت مواجهه با خصومت سیاهان و سفید پوستان و نیز توانایی مبارزه برای عدالت اجتماعی را داد. شروع به مطالعه قرآن کردم.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)  گروه ترجمه سایت رهیافتگان – مترجم سمانه عابدی / من با عنوان « لئو آلسیندور » متولد شدم ولی اکنون «کریم عبد الجبار »هستم. حرکت از “لئو” به “کریم” تنها تغییر نام یک ستاره نبود بلکه تغییری در قلب، ذهن و روح اتفاق افتاد. من « لئو آلسیندور » بودم، یک انعکاس کمرنگ از آنچه که جامعه سفید آمریکا از من انتظار داشت و اکنون کریم عبد الجبار بروز تاریخ، فرهنگ و باورهای افریقایی خودم هستم.

برای بیشتر مردم تغییر مذهب یک مساله شخصی محسوب می شود ولی وقتی شما مشهور باشید این مساله جنبه عمومی پیدا می کند و مورد بحث همه قرار می گیرد و در عین حال زمانی که شما به یک مذهب نا آشنا و غیر مشهور در می آیید باعث خرده گرفتن از هوشمندی، سلامت عقل و میهن پرستی شما می شود. من باید این را می دانستم. اگر چه من ۴۰ سال پیش مسلمان شده ام اما هنوز از این انتخاب دفاع می کنم.

kareem_abdul_jabbar,Kareem Abdul-Jabbar Biography

با وجود شهرت آسان نبودن

زمانی که مسلمان شدم دانشجوی سال اول در UCAL بودم. هر چند به جایگاه خاصی به عنوان یک بسکتبالیست رسیده بودم اما خیلی سعی می کردم که زندگی شخصی خود را خصوصی نگه دارم. شهرت مرا عصبی و ناراحت می کرد. من هنوز جوان بودم و واقعا نمی توانستم بیان کنم که چرا از مرکز توجه قرار گرفتن احساس خجالت می کنم. بعد از گذشت چند سال شروع به درک بهتر آن کردم.

بخشی از خویشتن داری من بخاطر این احساس بود که شخصی که مردم او را به شهرت می شناختند خود واقعی من نبود. من به این نتیجه رسیدم که آنها از من می خواستند که یک نمونه  از تساوی نژادی باشم. یک فرد موفق که علیرغم نژاد، مذهب و یا موقعیت اقتصادی توانسته است به رویای امریکایی دست پیدا کند. برای آنها من یک شاهد زنده بودم که ثابت می کرد نژاد پرستی یک افسانه است.

بهتر میدانستم که قامت بلند و ورزشکار بودنم مرا به آنجا رسانده نه زمینه مساوی برای فعالیت. با این حال سخت تلاش می کردم کسانی که در قدرت هستند را راضی نگه دارم.

oziermuhammad

پدرم یک پلیس با دسته ای از قوانین بود. من به یک مدرسه کاتولیک با کشیش ها و راهبه هایی با قوانین بیشتر میرفتم و در عین حال بسکتبال بازی میکردم با مربیانی که حتی قوانین بیشتری داشتند.

ولی هنوز من متوجه نبودم. در دهه ۱۹۶۰ بزرگ شدم. جامعه سفید پوستان به این نتیجه رسیده بود که سیاهان انقدرها خوب نیستند و برای گرفتن حقوقشان به سفید پوستان نیازمندند. میدانستم که این حقیقت به طریقی اشتباه است و چیزی باید تغییر کند. فقط نمی دانستم که این مساله چه مفهومی برای من دارد.

بیشترین عامل بیداری اولیه من  مطالعه زندگینامه مالکوم ایکس بود. با داستان مالکوم شگفت زده شدم که چگونه او به این نتیجه رسید که قربانی نژادپرستی شده است چیزی که او را سالها قبل از اینکه واقعا زندانی شود به زندان انداخته بود. این دقیقا همان حسی بود که من داشتم. زندانی شدن توسط تصویر کسی که من فکر می کردم باید باشم. اولین کاری که او کرد این بود که مذهبی که والدینش او را بر اساس ان بزرگ کرده بودند کنار گذاشت و در مورد اسلام مطالعه کرد. برای او مسیحیت اساس فرهنگ سفید پوستان و مسئول بردگی سیاهان و حمایت از نژاد پرستی بود که در جامعه نفوذ کرده بود. خانواده او مورد حمله قرار گرفت و خانه اش به اتش کشیده شد .

tumblr_m3k27t4Pnc1qf5ylso1_1280

تحول مالکوم ایکس از یک خرده مجرم به یک رهبر سیاسی الهام بخش من بود که از نزدیک به تربیت خود بیاندیشم و مرا بر آن داشت که که عمیق تر در مورد هویتم تفکر کنم. اسلام او را یاری کرد تا حقیقت خود را بیابد و به  او قدرت مواجهه با خصومت سیاهان و سفید پوستان و نیز توانایی مبارزه برای عدالت اجتماعی را داد.  شروع به مطالعه قرآن کردم.

این تصمیم من را به یک دوره غیر قابل برگشت تحقق معنوی وارد کرد. اما قطعا این دوره ساده نبود. چراکه مرتکب اشتباهات جدی در طول راه شدم. سپس دوباره، شاید مسیر قرار نبود ساده باشد؛ شاید راهی پر از موانع و راههای انحرافی و اکتشافات کاذب قرار بود باورها را به چالش بکشد. همانطور که مالکوم ایکس گفت: “من فکر می کنم یک فرد حق دارد دست به یک کار نامانوس درمورد خود بزند اگر آمادگی پرداخت هزینه آن را داشته باشد. و من هزینه آن را پرداختم.

TEBOWLIST2-popup

همانطور که قبلا گفتم طوری بزرگ شدم که برای قوانین احترام قایل بودم و بخصوص برای کسانی که قوانین را القا می کردند مانند معلمان. بنابراین زمانی که می خواستم درباره اسلام بیشتر بدانم معلمم را در “حماس عبد الخالص” یافتم. سپس در سال ۱۹۷۱، زمانی که ۲۴ ساله بودم اسلام آوردم و به کریم عبدالجبار ( به معنی “بنده خداوند متعال”) تبدیل شدم.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: