ادواردو آنیلی
ادواردو مصداق بارز حرکت از ظلمت به سوی نور است

“ادواردو آنیلی” تنها پسر و وارث سناتور و میلیاردر ایتالیایی جیانی آنیلی بود که به دلیل گرایش به دین اسلام و سپس مذهب تشیع در عنفوان جوانی به طرز مشکوکی درگذشت.

  
  به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) پدر ادواردو مالک کارخانه‌جات اتومبیل‌سازی فیات، فراری، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو و آیوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکت‌های طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ “لاستامپا” و “کوریره دلاسرا”، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود.
ادواردو تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا طی کرد و بعد به کالج آتلانتیک در انگلستان رفت و پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون ایالات متحده با اخذ درجه دکتری فارغ التحصیل شد. وی جریان مسلمان شدنش را چنین شرح می‌دهد:” در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتابها را نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن . کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آنرا برداشتم وشروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم ، احساس کردم که این کلمات ،کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم, آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم.”…
ادواردو زندگی کوتاه اما پر فراز و نشیبی را از سر گذراند و حوادث قابل توجهی در دوران حیاتش رخ داد. از جمله وی به دیدار امام خمینی(ره) آمد و بعدها از بوسه‌ای که امام بر پیشانی او زد به عنوان لحظه‌ای شیرین و به یاد ماندنی در زندگی اش نام برد.
اما آنچه بهانه‌ای شد تا به مرور زندگی شخصیت برجسته‌ای همچون ” ادورادو آنیلی ” بپردازیم، نگارش زندگی نامه او به قلم ” بهزاد دانشگر ” است که به تازگی منتشر و روانه بازار شده. دانشگر که چندی پیش در مراسم رونمایی از رمان ” ادواردو ” در اصفهان حضور یافت، در گفتگو با ایمنا درباره زمانی که تصمیم به نگارش این کتاب گرفت عنوان کرد: فکر می کنم ده دوازده سال پیش فیلم مستندی درباره ادواردو آنیلی در تلویزیون پخش شد که من خیلی تصادفی موفق به تماشای آن شدم. این مستند نقطه آغازی مبهم و متفاوت داشت و معلوم نبود که به کجا می خواهد برسد. یک جوان اروپایی شیک پوشی را روایت می کرد که اموال زیادی دارد و مدیر تیم یوونتوس است. من با خودم فکر کردم این فیلم مستند برای چی این موضوع را انتخاب کرده و برایم سوالات زیادی پیش آمد.20151010_121927_03-306x170
وی ادامه داد: داشتم از جلوی تلویزیون رد می شدم. ایستادم و وقتی بحث جلوتر رفت علاقمند شدم تا آخر پیگیری کردم  و هنوز تا مدتی برایم غیر قابل باور بود. یعنی فکر می کردم که نکند همه این ها یک نمایش تلویزیونی باشد برای اینکه یک چیزی را وانمود کنند. بعدها که جدی تر در مورد این فرد تحقیق کردم دیدم که واقعیت داشته و ادواردو یک جوان پولدار ایتالیایی بوده که به دین اسلام مشرف شده و بعد هم به طور مشکوکی جان خود را از دست داده است.
وی علت انتخاب ادواردو به عنوان قهرمان کتابش را قدرت او در ایجاد تغییراتی بزرگ در افکار و عقایدش بیان کرد و افزود: برای من همیشه آدمهایی که حرکت می کنند و حرکت آنها از حرکت درون ظلمت به سوی نور است جذاب و جالب بوده. همانطور که قرآن آدمها را به دو دسته تقسیم می کند و می فرماید: آنهایی که ولایت خدا را پذیرفته اند خداوند آنها را از ظلمت به سمت نور حرکت می دهد و‌ آنهایی که ولایت غیر خدا را پذیرفته باشند حرکتشان از نور به سمت ظلمت است .
دانشگر ادامه داد: این جور آدمها همیشه برای من جالب بودند و بخاطر اینکه تلاش خود ما هم این است که بتوانیم از این تاریکی یک قدم به سمت بیرون حرکت کنیم.
نویسنده رمان ادواردو خاطرنشان کرد: ادواردو یکی از کسانی بود که این کار را کرده بود . جایی و در شرایطی هم این کار را کرده بود که کسی باور نمی کرد . گاهی اوقات احساس می شود که چون باورهای ما به صورت سنتی و از پدران ما به ما رسیده، قدر و ارزش زیادی برای آنها قائل نیستیم. مثل کسی که یک ارث گرانبهایی به او رسیده و قدر آن را نمی داند و وقتی با کسانی مواجه می شویم که این باورها را نداشته و بعدا پیدا و انتخاب کردند و برای بدست آوردن آن خیلی هزینه داده اند و خیلی مبارزه کرده اند تازه متوجه می شویم که چیزی که اینقدر راحت به دست ما رسیده برای برخی هزینه گزافی داشته و چقدر ارزشمند و گرانبها است.
دانشگر افزود: برخی از افراد برای بدست آوردن قدری راحتی و رفاه بیشتر و زندگی کمی آزادتر و بقول خودشان خوشی بیشتر به فروش  عقاید و باورهایشان دست بزنند و حتی برای گرفتن پناهندگی از کشوری دیگرحاضر می شوند دین خود را هم بفروشند. یا آدمهایی هستند برای اینکه بتوانند یک ماشین بهتر سوار شوند و یا برای اینکه در رسانه  پر مخاطب تری مطلب بنویسند و دیده بشوند خیلی چیزهای زندگیشان را فدا می‌کنند . ادواردو همه اینها را داشت . مالک بزرگترین چیزهای دنیا بود چه در زمینه فوتبال چه رسانه و چه در صنعت و هر چیز دیگری که برای مطرح شدن و معروف شدن نیاز داشت را دراختیار داشت اما بخاطر اینکه باوری را که پیدا کرده بود به آن ایمان داشت و حقیقت می دانست، همه چیز را فدا کرد و حاضر نشد حتی یک روز هم دروغ بگوید و فیلم بازی کند و بگوید که من از اعتقاداتم برگشتم . کافی بود که بگوید من دیگر اعتقادات اسلامی و قبلی را ندارم تا دوباره همه چیز به او رو بکند ولی این کار را نکرد . این آدم خیلی بزرگ و قابل ستایش است واگر ما بتوانیم حتی کمی از او یاد بگیریم بنظرم برایمان هم خیلی زیاد است .
images
دانشگر همچنین از منابع  مورد استفاده خود در تحقیقات درباره ادواردو و شیوه نگرش پژوهشی اش اظهار داشت: منابع زیادی در دسترس نبودند . یکی از این دلایل این بود که زمانی که ادواردو زنده بود در یک فضای حصرگونه ای به سر می‌برد و خیلی ارتباطات زیادی نداشت . خانواده او نمی‌گذاشتند ارتباط زیادی با دیگران داشته باشد. فضای اجتماعی ایتالیا نیز او را در یک غربتی نگاه داشته بود و نمی‌توانست با بقیه مسلمانان خیلی ارتباط داشته باشد . ارتباط هایی هم که با افراد دیگر داشت ارتباط های تجاری بود که برای ما مفید نبود.ما به دنبال کسانی بودیم که با او ارتباطات دینی داشته باشند تا بتواند شرایط روحی و ایمانی این فرد را روایت بکنند و این افراد تعدادشان بسیار محدود است .آقای قدیری ابیانه(رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سالهای ۵۸ تا ۶۱)هستند که در اولین روزهای شیعه شدن ادواردو با او بوده اما بعد از یک سال ماموریتش عوض می شود و به ایران باز می‌گردد . دو نفر دیگر هم که با ادواردو تا آخرین روزهای مرگ وی همراه بودند یکی در اروپا بود و یکی هم درایران،  به دلیل فضای سخت گیرانه ایتالیا حاضر نشدند که با ما همکاری  و صحبت بکنند . حتی وقتی یکی از همشهریان ادواردو که از تورین به ایران آمده بود و قرار بود در مورد ادواردو در گوشه ای از سخنرانی های خود صحبت کند احساس نا امنی برای بازگشت به ایتالیا می کرد . این مسایل از یک سو مشکل ساز  و از سوی دیگر دلگرم کننده بود ،‌ چون من وقتی با این فضاها آشنا می‌شدم، بیشتر به این نتیجه می‌رسیدم که چیزی که ما درمورد ادواردو می‌شنویم حقیقت است و الا چرا دولت ایتالیا باید اینقدر بترسد و چرا وقتی در مورد ادواردو صحبت می‌شود باید فضا اینقدر محدود بشود که حتی کسی جرات صحبت کردن در مورد او را نداشته باشد.
وی ادامه داد: اما ادواردو وقتی به ایران آمده بود با چندین نفر ارتباط داشت که من آنها را پیدا کردم و در این زمینه با آنها صحبت کردم که البته برای نگارش رمان و جمع اوری اطلاعات درباره این شخصیت بزرگ خیلی به من کمک کردند.
وی در پاسخ به این پرسش که شیوه و سبک نگارش کتاب به چه صورتی بوده عنوان کرد: این کتاب ترکیبی از یک رمان پلیسی و یک رمان مستند است.
بهزاد دانشگر همچنین از جریان ملاقات ادواردو با امام خمینی (ره) و تاثیر این اتفاق بر روی او خبر داد و گفت: ملاقات با امام بیشتر از آنکه بر روی اندیشه های ادواردو تاثیر بگزارد در شرایط روحی و حسی او تاثیر گذاشته است و پس از دیدار با امام شیفته ابهت و هیبت ایشان شده بود . ادواردو بخاطر شرایط سیاسی و مالی‌ای که داشت با سیاست مداران بزرگی در جهان چه در آمریکا و چه در کشورهای مسلمان نشین ارتباط داشت، اما بین همه اینها دیدار با امام بیشتر از همه روی او تاثیر گذاشته بود.
دانشگر همچنین از نگارش چند کتاب درباره ادواردو در کشور ایتالیا خبر داد و تصریح کرد: در ایتالیا چند مورد کتاب در مورد مرگ او نوشته شده که چند تا از آنها تا چند سال پیش مجوز چاپ نگرفته بود و تا هنگام نوشتن این کتاب هنوز مجوز دریافت نکرده بودند. این کتاب دید متفاوتی نسبت به دیگر کتابهای مشابه دارد.
منبع :ایمنا

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: