زهرا زرنوش (آتانوس رنالان)
ویژگی های حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مرا مجذوب خود کرد

در آیین تشیع، در هر مسأله جزئی که وارد می‌شدم در می‌یافتم که احکام فراوانی تکلیف آن مسأله را روشن کرده اند، حتی درباره امور معمولی همچون راه رفتن و خوابیدن، احکام فراوانی در مذهب تشیع وجود دارند.

 

Untitled

 

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،من آتانوس رنالان متولد ارومیه هستم. بعد از مسلمان شدن، نام خود را به انتخاب همسرم «زهرا» گذاشتم. مدت‌های مدیدی از زندگی نوجوانی و جوانی‌ام را در فرانسه و شوروی (سابق) گذرانده‌ام و در ایران نیز در کلیسای ارتدکس ارومیه بخش‌های از الهیات مسیحی را تدریس کرده ام. این جانب در اثر یک حسن اتفاق با همسر کنونی‌ام آشنا شدم و از این طریق و با خواندن کتاب‌های مذهبی تحت تأثیر شخصیت امامان شیعه قرار گرفتم و مجذوب آیین تشیع گردیدم.

وقتی با جلوه‌های رفتاری و نوع برخوردها و معاشرت معصومان(ع) آشنا می‌شدم، یک حس درونی مرا شیفته ایشان می‌کرد. همسرم به فاطمه زهرا(س) بسیار علاقه‌مند بود تا آن‌جا که می‌گفت: من با خود عهد کرده بودم که نام همسر آینده ام «فاطمه» یا «زهرا» باشد و این علاقه نیز سبب شد که مقدرات به سمت و سویی پیش رود که نام مستعار من نیز زهرا باشد. وجود حضرت فاطمه(س) هم به صورت اسرارآمیزی مرا مجذوب خویش کرد و ایشان از جهات گوناگونی می‌توانست الگوی کامل و همه جانبه‌ای باشد. من با حس درونی خود، مقام ایشان را بسیار بلند و بلندمرتبه حس می‌کنم. یکی از اسامی حضرت فاطمه(س) «صدیقه» است و چون من قبل از تشرف به تشیع هم به صداقت خیلی اهمیت می‌دادم، راستی و صداقت وجود ایشان خیلی برای من دوست داشتنی بود.

وی درپاسخ به این پرسش که‌ از مقایسه تصویر وجودی حضرت فاطمه(س) و حضرت مریم(س) چه مطلبی به ذهنتان خطور می‌کند و چه حسی به شما دست می‌دهد؟می گوید:

حضرت مریم(س) یک وجود مبارک و نازنین و مقدس است، ولی مقام حضرت فاطمه(س) متعالی تر و بلندمرتبه تر از حضرت مریم(س) می‌باشد. کرامت و معجزه ظهور حضرت عیسی(ع) و تحیت او به مریم باکره(س) نشان دهنده این است که آن حضرت منزلت بسیار بلندی نزد خدا داشت، ولی با این وجود، به اندازه رنج‌های که حضرت فاطمه(س) در راه دین و گسترش آیین حقیقت متحمل شد، رنج نکشید. سیمای حضرت مریم(س) نزد من یک سیمای مقدس و صبور است، ولی دردها و رنج‌های حضرت فاطمه(س) بسیار بیش‌تر از حضرت مریم علیهما السلام بود. من نه فقط به لحاظ اعتقادات اسلامی، بلکه بنا بر یک حس درونی در‌می‌یابم که مقام حضرت فاطمه(س) بالاتر از مقام مریم قدیس است.

وی ادامه می‌دهد:

در آیین تشیع، در هر مسأله جزئی که وارد می‌شدم در می‌یافتم که احکام فراوانی تکلیف آن مسأله را روشن کرده اند، حتی درباره امور معمولی همچون راه رفتن و خوابیدن، احکام فراوانی در مذهب تشیع وجود دارند. یک شیعه حتی در وقت خواب می‌داند که بهتر است چگونه بخوابد، به کدام جهت قرار گیرد، چه ذکری را بر لب جاری کند، چه ساعتی بخوابد و چه وقتی بیدار شود. وجود این دستورالعمل‌های فراوان باعث می‌شود که انسان دیندار قانع شود و در هیچ موردی به بن بست نرسد. ولی در مسیحیت، هیچ کدام از این مطالب وجود ندارد. در مسیحیت، دستورهای جزئی و دقیق بسیار نادرند.

نکته بسیار مهم دیگری که در مقام مقایسه، سبب می‌شود نمود دستورات مذهب تشیع برایم جالب توجه تر باشند، این است که در این مذهب، در عین حال که بر انجام عبادت‌ها و ارتباط با خدا تأکید شده است، تأکید زیادی هم بر این معنا صورت گرفته که این عبادات جمعی برگزار شوند؛ یعنی یک شیعه با توجه به دستورات آیین خود، می‌آموزد که ارتباط با خدا در عین ارتباط با خلق خدا، ممکن و مطلوب است. در مسیحیت، امور عبادی، مثل نماز و روزه بیش‌تر جنبه فردی دارند. در آیین مسیحیت، یکی از تفاسیر این است که باید در سال، ۵۰ روز روزه گرفت ولی این روزه وقت مشخصی ندارد و هر کس هر وقت بخواهد می‌تواند روزه بگیرد. ولی در اسلام، این وقت مشخص است و از این نظر، در یک ماه همه با هم روزه می‌گیرند. این عبادت دسته جمعی صفای بیش‌تری دارد و انسان را بیش‌تر به خدا نزدیک می‌کند. نماز جماعت‌های که هر روز شیعیان در سه وعده برگزار می‌کنند، جلوه‌های جذاب و دوست داشتنی دارند که در هیچ مذهب و آیین دیگری وجود ندارند.

نکته سومی هم که در مقام مقایسه باید ذکر کنم این است که بسیاری از آموزه‌های دین اسلام توسط علوم جدید تأیید شده اند. در قرآن و سنت اسلامی، پیش گویی‌های علمی فراوانی وجود دارند. دستورات جزئی و کلی، که در تشیع وجود دارند و پس از چهارده قرن، امروزه علم از روی برخی اسرار آن‌ها پرده بر می‌دارد. وجود میکروبی در آب دهان سگ، که فقط با خاک پاک می‌شود (این عمل در اصطلاح فقه شیعه «تعفیر» خوانده می‌شود). و بسیاری از امور دیگر مطالبی هستند که علم جدید آن‌ها را اثبات کرده است. ولی در آیین مسیحیت، مامطالب مهمی را که بتوانیم آن‌ها را بدین صورت به‌عنوان نمونه‌های ارتباط علم و دین معرفی کنیم، نداریم و حتی در مواردی نیز علوم جدید بعضی از آموزه‌های تحریف شده دین مسیحیت را زیر سؤال می‌برند. مذهب تشیع آن‌قدر به علم و تحصیل بها داده است که من فکر می‌کنم در هیچ مذهب و دین دیگری تا این اندازه بر علم پافشاری نشده است. اگر این نکته برای جهانیان بازگو شود، قدرت جذابیت آیین تشیع بالا می‌رود.

منبع:موعود

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: