حمد آداموالصفا،
احساس می‌کنم تا قبل از زیارت‌ امام رضا(علیه السلام) شیعه نبوده‌ام

احمد آداموالصفا، مؤسس و مدیر عامل بنیاد اسلامی اهل بیت (علیهم السلام) در لاگوس پایتخت نیجریه است.

 

127939_211

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،احمد آداموالصفا، مؤسس و مدیر عامل بنیاد اسلامی اهل بیت (علیه السلام) در لاگوس پایتخت نیجریه است. این مبلغ مذهبی شیعه در آفریقا سال‌ها است که در پی ترویج معارف اهل بیت است. وی تا به حال دوبار نیز در جشنواره فرهنگی‌ امام رضا(علیه السلام)، مورد تقدیر قرار گرفته. آداموالصفا کتاب «امام رضا(علیه السلام) شهید مشهد» را در آفریقا منتشر کرده است. این فعال فرهنگی در گفت و گو با «جوان» از فعالیت‌های مذهبی خود در جهت ترویج فرهنگ شیعی می‌گوید.

حیرت از زندگی‌ امام رضا (علیه السلام)
احمد آداموالصفا، می‌گوید: نیجریه یک کشور بزرگ آفریقایی با تعداد زیادی مسلمان است. شیعیان هم در این کشور فراوانند. ما در مرکز اسلامی‌ای که داشتیم درباره همه ائمه برنامه و مراسم برگزار می‌کردیم. یک بار قرار شد مراسمی برای‌ امام هشتم (علیه السلام) برگزار کنیم. قرار بود من در آن مراسم سخنرانی کنم ‌اما هیچ اطلاعاتی درباره‌ امام رضا(علیه السلام) نداشتم. به ناچار باید تحقیق و مطالعه می‌کردم. وقتی سراغ زندگی‌ امام رضا (علیه السلام) رفتم با دورانی عجیب و حیرت‌انگیز مواجه شدم. اطلاعات زیادی کسب کردم. بنابر این به آن مراسم رفتم و سخنرانی کردم. سخنانم برای همه حضار فوق‌العاده شگفت‌آور و البته جذاب بود. آن روز بود که فهمیدم هیچ کس در نیجریه، حتی علمای شیعه درباره این‌ امام آگاهی ندارند. وضعیت آنها هم مثل من بود. تقریباً کسی چیزی نمی‌دانست. اطلاعی نداشت. بعد از آن سخنرانی، تازه همگی متوجه شدیم چنین شخصیت بزرگی در تاریخ اسلام وجود دارد. بعد، آن مکاشفه اتفاق افتاد و در ادامه من به ایران‌ آمدم.
اولین بار به دعوت جشنواره به ایران ‌آمدم
مؤسس و مدیر عامل بنیاد اسلامی اهل‌بیت(علیه السلام) می‌افزاید: اولین سفرم در قالب هشتمین جشنواره بین‌المللی‌ امام رضا(علیه السلام) انجام شده. انگار که یادآوری آن سفر به وجدش آورده باشد با لحنی سرشار از شوق می‌گوید: اولین بار سال ۲۰۱۰ به دعوت جشنواره بین‌المللی‌ امام رضا(علیه السلام) به ایران ‌آمدم. اولین باری که برای زیارت به حرم رفتم بعد از زیارت و اتفاق‌هایی که آنجا افتاد، وقتی می‌خواستم از حرم خارج شوم، رو‌به‌روی گنبد‌ امام رضا (علیه السلام) ایستادم و آنجا قولی به ایشان دادم. به حضرتشان گفتم: «من این لحظه با شما عهد می‌بندم که وقتی این سفر به پایان رسید و از مشهد خارج شدم حتماً درباره شما کتابی بنویسم».

کاش آن روز از من راضی باشند…
احمد ادامه می‌دهد: به لاگوس که برگشتم به آن قولم عمل کردم. مطالعه و تحقیق کردم و کتاب « امام رضا (علیه السلام)، شهید مشهد» را نوشتم. از آن زمان تا به حال همه فعالیت‌های من بر روی‌ امام رضا(علیه السلام) متمرکز شده. علاقه‌ای میان من و ایشان شکل گرفت که فکر می‌کنم تا روز قیامت باقی است. کاش آن روز وقتی مقابل‌شان حاضر می‌شوم بتوانم به ایشان بگویم که کارهای من سپاس ناچیزی است به الطاف شما و…. کلامش نیمه تمام می‌ماند و گریه‌اش اجازه ادامه گفت و گو را به او نمی‌دهد. از او می‌خواهیم بگوید چه چیزی در وجود و شخصیت‌ امام رضا (علیه السلام) دیده که تا این اندازه شیفته و عاشق حضرت شده است؟ احمد می‌گوید: آن مکاشفه و بعد هم آن سفر این احساس را در من به وجود آورد که ایشان عنایتی خاص به من دارند‌اما من کاری برایشان نکرده‌ام.
وی می‌افزاید: یادم هست وقتی در آن برنامه درباره‌ امام رضا (علیه السلام) سخنرانی کردم حتی علما و روحانیون شیعه شگفت‌زده شدند. چون هیچ کس هیچ چیز درباره زندگی، شخصیت و سیره‌ امام رضا(علیه السلام) نمی‌دانست. با تمام قلبم می‌گویم آن سخنرانی آغاز مرحله جدیدی برای من بود و من وارد دوران تازه‌ای از زندگی شدم و وقتی آن مکاشفه و بعد هم آن سفر اتفاق افتاد تمام مسیر زندگی‌ام عوض شد. احساس کردم‌ امام هشتم به من لطف دارند ‌اما من کاری درباره ایشان نکرده‌ام. در فرهنگ ما مسلمانان آفریقایی این هست که اگر کسی هدیه‌ای به ما می‌دهد ما از او تشکر و در حد توان آن را جبران می‌کنیم. من دیدم مورد عنایت‌ امام بوده‌ اما ما کاری برایشان نکرده‌ام.

در حرم‌ امام رضا(علیه السلام) احساس شیعه بودن کردم
از او خواهش می‌کنم بیشتر درباره اولین سفرش به مشهد با ما حرف بزند. اینکه چه هوایی در حرم مطهر جریان داشته، او چه احساسی پیدا کرده و آن سفر چه دستاوردی برایش به دنبال داشته است؟ او آه بلندی می‌کشد و بعد از نفس عمیق در حالی که صدایش بلندتر و چهره‌اش برافروخته‌تر شده؛ می‌گوید: ببینید وقتی از سفر ایران برگشتم و به نیجریه رفتم در لاگوس جلسه‌ای برگزار شد که همه علمای برجسته شیعه نیجریه در آن حضور داشتند. قرار بود من گزارش سفرم را به آنها ارائه کنم. وقتی می‌خواستم شروع به حرف زدن کنم، نتوانستم. چند دقیقه اول فقط گریه کردم و بعد سعی کردم احساساتم را به آنها ابراز کنم. به آنها گفتم من اعتقاد دارم اگر کسی به مشهد نرود حقیقتاً شیعه نیست. من با تمام وجودم احساس می‌کنم قبل از سفر به ایران واقعاً شیعه نبوده‌ام و حالا که از مشهد برگشته‌ام شیعه شده‌ام. آن روز به آنها رو کردم و گفتم دلم برایتان می‌سوزد که تا حال مشهد نرفته‌اید و‌ امام رضا (علیه السلام) را ندیده‌اید. فقط می‌خواهم این را بدانید که تا زمانی که از نزدیک بارگاه‌ امام هشتم (علیه السلام) را زیارت نکنید هیچ وقت احساس واقعی شیعه بودن را درک نمی‌کنید و هیچ‌گاه شیعه را نخواهید شناخت. در حرم‌ امام رضا (علیه السلام) هوای متفاوتی جریان دارد. من یک روانشناسم و با نگاه روانشناسانه و با نگرش رفتارشناسی آنچه که اتفاق می‌افتد را تحلیل می‌کنم. به نظر من در فضای حرم مطهر که باشی معنویت از آن فضا به انسان تزریق می‌شود. تا وقتی وارد حرم نشده اید نمی‌دانید چه انسان بزرگی در آن حرم وجود دارد.
به معنای واقعی کلمه من اولین بار احساس شیعه بودن را در حرم‌ امام رضا(علیه السلام) لمس کردم. شما می‌توانید کتاب‌های زیادی درباره‌ امام رضا(علیه السلام) بخوانید یا حتی بنویسید، می‌توانید فیلم و عکس از حرم رضوی ببینید. همه این‌ها ممکن است ولی هیچ وقت به ایشان نخواهید رسید، ‌اما اگر حرم‌ امام رضا(علیه السلام) را زیارت کنید، حتی اگر هیچ کتابی را نخوانده باشید، خیلی مفاهیم را متوجه می‌شوید. من در حرم با تمام روح و جانم ‌ امام رضا (علیه السلام) را احساس کردم و روحم تعالی یافت. مثل کسی که در تاریکی مطلق بوده و آنگاه به نور مطلق و بی‌نهایت رسیده این اتفاق برای من دربارگاه ایشان افتاد و تمام وجودم روشن شد.
در آن سفر خیلی چیزها دیدم و متوجه شدم. عمیقاً اعتقاد دارم کسی که‌ امام رضا(علیه السلام) را نمی‌شناسد پیامبر(صلی الله علیه واله) را نشناخته است. کسی که پیامبر اسلام پیامبر(صلی الله علیه واله) را نشناسد خداوند را هم نخواهد شناخت چون صفات خداوند در وجود ایشان تجلی یافته است. قبل از‌ آمدن با خودم عهد کرده بودم بخشی از در‌آمدم را در راه فرهنگ و معارف رضوی هزینه کنم.‌ اما این بار که به حرم‌ امام رضا(علیه السلام) ‌آمدم فهمیدم هر چه دارم را وقف ‌ امام هشتم (علیه السلام)کنم باز هم کم است و کاری نکرده‌ام.

منبع : روزنامه جوان

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: