ویلیام
پلیس تازه مسلمان آمریکایی: اسلام در زندگی من یک معجزه بود

این روزها اقشار مختلفی از مردم با فرهنگ ها و حرفه های مختلف در سراسر دنیا به اسلام روی می آورند؛در ادامه داستانی پیرامون اسلام آوردن یک پلیس آمریکایی را می خوانیم که بعد از آشنایی با فردی مسلمان به نام نصیر و سال ها مطالعه به دین اسلام می پیوندد.

 

Muhammad_by_frizdan-300x169

 

 

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،نام من ویلیام است و در مناطق غربی ایالات متحده زندگی می کنم. من در زندگی شخصی و حرفه ای خود یک آمریکایی عادی با فرهنگ بومی هستم. ابتدای جوانی در ارتش فعال بوده ام و با دپارتمان های مختلفی کار کرده ام.
من به همراه خانواده ام در حومه شهر زندگی می کنم. کفش مورد علاقه ام پوتین های مخصوص کابوی ها است و یک کامیون دارم. مانند هر شهروند معمولی آمریکایی سر ماه قبض های خود را پداخت می کنم و با همسایه ها رفتار خوبی دارم، قبل از اینکه مسلمان شوم، دین یهودیت را آنطور که به من آموزش داده بودند دنبال می کردم و فردی مذهبی بودم.
هیچوقت فکر نمی کردم بتوانم باورهای مذهبی خود را تغییر دهم و این عاملی شود که رویه زندگی من تغییر کند و آنقدر احساس آرامش و تکامل کنم که زندگی معمول خود را تغییر دهم و تبدیل به فرد دیگری شوم.
تا اینکه با نصیر آشنا شدم، و به این ترتیب اسلام به زندگی من وارد شد. نصیر یکی از همکاران من بود که اواخر سال ۱۹۸۰ با او ملاقات کردم، او فردی نمونه بود که رفتار و اخلاقش زبانزد خاص و عام بود. تا قبل از این آشنایی زیادی با مسلمانان نداشتم و با آنها صحبت نمی کردم، نمی دانستم آیا من که فردی یهودی بودم امکان راه پیدا کردن در جمع آنها راه دارم.
چند سال گذشت و من و نصیر همچنان باهم دوست بودیم، من می دیدم که او در موقعیت های مختلف چگونه رفتار می کند؛ او فردی بود بسیار صبور و عاقل که همه را شگفت زده می کرد؛ می دیدم چگونه از پس موقعیت های سخت و دشوار بر می آید در حالی که شاید خود من در خیلی از این شرایط توانی برای مقابله با سختی ها نداشتم.
وقتی از او درباره نوع برخوردش در موقعیت های سخت سوال می کردم می دیدم که چقدر عاقلانه و خردمندانه توضیح می دهد و متوجه شدم که جوابهای او به طور مستقیم یا غیر مستقیم از کتابی به نام قرآن است. نصیر با زیبایی تمام صحبت هایش را توضیح می داد و من واقعا احساس می کردم که او معلم است و من در کلاس درس، مطالب زیادی از او یاد می گیرم.
حیرت زده می شدم وقتی می دیدم چقدر یک انسان می تواند عاقل و باسواد باشد! من نمی دانستم که حرفهای او در کتابی به نام قرآن، با زبانی فصیح نوشته شده است که هرکسی حق دارد آن را بخواند و از آن استفاده کند. الان می بینم که چقدر خداوند من را دوست داشته است که فرصت آشنایی با قرآن و مسلمانان را به این شکل مثبت در اختیار من قرار داده است.

quran-image-300x193
تقریبا زمستان سال ۲۰۰۰ بود که علاقه مند شدم بیشتر راجع به اسلام بدانم. قرآن را خواندم اما در درک آن مشکل داشتم. با اینکه برایم سخت بود، قرآن را کامل خواندم و کتاب های دیگری را نیز در زمینه اسلام مطالعه کردم و به صورت آکادمیک و علمی اطلاعات زیادی راجع به اسلام به دست آوردم اما هنوز متوجه روح معنوی آن نشده بودم.
دوباره تصمیم گرفتم قرآن را بخوانم تا بتوانم آن را درک کنم اما بازهم مشکل داشتم تا اینکه از نصیر خواستم من را کمک کند و قرآن را برای من توضیح دهد. در این زمان بود که حادثه ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد و همه کشور در آن زمان راجع به اسلام و مسلمانان صحبت می کردند، نگرانی های زیادی به من هجوم آوردند و نگاه مثبتی نسبت به مسلمانان نداشتم.
من پلیس بودم و تمام وقت به ما درباره تهدیدهای مسلمانان هشدار داده می شد و مدام در کنار افرادی کار می کردم که اسلام را یک تهدید مستقیم و مسلمانان را دشمن می پنداشتند. متاسفانه، در آن زمان مطالعات اسلامیم را کنار گذاشتم و نمی خواستم که اسلام زندگی حرفه ای من را تحت تاثیر قرار دهد.
تا اینکه در تابستان سال ۲۰۰۴ دوباره سوال هایی درباره اسلام در ذهنم پیدا شد و از نصیر خواستم من را کمک کند. او راجع به اصول ایمان خود و طبیعت قرآن به من توضیح داد. او به من گفت که چقدر اسلام برای او اهمیت دارد و چه اعتقاد قوی به دین خود دارد. به گفته او، اسلام نه تنها پرستش خدای یگانه را توضیه می کند که از روش های داشتن یک زندگی درست و سالم می گوید.
نصیر و برادرش کتاب های زیادی را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم به سوال هایی که در ذهن داشتم پاسخ دهم. بعد از مطالعه آن کتاب ها، دوباره قرآن را خواندم و دیدم که چقدر برایم قابل فهم است! نصیر من را کمک کرد تا بتوانم قرآن را درک کنم. من دوباره و دوباره همه منابعی را که درباره اسلام در اختیار داشتم، خواندم و همه وقایعی که به من گفته شده بود را مرور کردم. هرچه بیشتر می خواندم بیشتر به دین اسلام علاقه مند می شدم.
متوجه شدم که محمد (صلی الله علیه واله) تنها در صورتی می توانست اینهمه اطلاعات به روز و جدید و مهم را در اختیار مردم قرار دهد که پیامبری از طرف خدا باشد. محمد (صلی الله علیه واله) بی سواد بود و در بیابان زندگی می کرد، اگر پیامبر نبود چگونه می توانست چنین اطلاعاتی را در اختیار مردم قرار دهد؟ نه تنها او که باسوادترین و آگاه ترین فرد در زمان او نیز نمی توانست این کار را بکند. من چندین بار تاریخ یافته های جدیدی که در دوران مدرن معرفی شدند را در قرآن خواندم و درباره آنها تحقیق کردم که اشتباهی نکنم. قرآن نه تنها اطلاعات قرن جدید را صدها سال پیش معرفی کرده بود که جزئیات آنها را هم به اطلاع مردم رسانده بود.
من پذیرفتم که محمد پیامبر خدا بود اما نمی دانستم باید چکار کنم، باید دینی که از ابتدای عمرم به آن اعتقاد داشتم را کنار می گذاشتم و همه چیز تغییر می کرد و صورت جدیدی به خود می گرفت.
یک شب که خیلی سردرگم بودم و نمی دانستم چکار کنم دعا کردم و از خدا خواستم من را کمک کند تا بتوانم راه درست را انتخاب کنم. از ته قلب دعا کردم و می دانستم وقتی بیدار شوم احساس بهتری خواهم داشت. در هنگام خواب تجلی الهی را دیدم و به یک بینش ناگهانی رسیدم، گویی نوری شگفت انگیز سراسر قلبم را در برگرفت. ناگهان همه چیز برای من روشن شد و از اعتقاد جدیدم به درک درستی رسیدم. خوشحال بودم و احساس شعف می کردم و صبح همان روز به دین اسلام شهادت دادم.
نصیر من را برای نماز جمعه به مسجد برد. نصیر و دوستش به نام ایمان کنار من ایستادند و بلند آیات معروف در نماز را خواندند تا من هم بعد از آنها تکرار کنم و یاد بگیرم.
کمی مضطرب بودم، اما احساس شادی بسیار زیادی داشتم. مسلمانان حاضر در مسجد با شوق بسیار از من استقبال کردند و خوش آمد گفتند، باهم دست دادیم. جمعیت دور من جمع شدند تا اگر سوالی دارم از آنها بپرسم. این یکی از بهترین تجربه هایی بود که در زندگی به دست آوردم.
در پایان باید بگویم که از انتخابم بسیار خوشحالم و احساس خوبی دارم. اما مسلمان شده ام و توانستم با هدایت و راهنمایی دوست خوبم، نصیر به درک درستی از زندگی و جایی که هستم برسم و اعتقاد و ایمانم را پیشرفت دهم و امیدوارم روزی من هم بتوانم چنین الگویی برای دیگران باشم.

مترجم : هدی سلیمی

منبع: نیکو

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید:

  1. مهتابی گفت:

    عالی بود،،،عالی،،،،،اونا خیلی بیشتر من و امثال من ارزش اسلام رو میدونن،،،هدیه ای ک دست ب دست پیامبر و معصومین ع ب ما رسیده