خوشرویی و مهربانی پیامبر
رمز موفقیت پیامبر گرامی اسلام

یکی از مسائل مهم و قابل توجه، سرّ پیشرفت پیامبر بزرگ اسلام در آن محیط نامساعد وشرایط نامناسب است‌که موجب بحث و بررسی بسیاری از اندیشمندان و سبب شگفتی گروه‌های فراوان گردیده است.

13019
به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،و اما بعد از این، چون دعوت آن حضرت، الهی بود پشتوانه عظیم آن، ذات لایزال پروردگار متعال به شمار می‌رود آن است که رمز پیروزی و پیشرفت آن حضرت، مدارا با مردم و نرمی با عموم طبقات جامعه بود و این همان موضوع با اهمیت و کارآمدی است که از قبل، خداوند بزرگ، پیامبر گرامی خود را بِدان امر فرموده بود تا او را برای این قیام عظیم و این تقابل نابرابر آماده سازد.
آن حضرت، خود می‌فرماید:
امرنی ربی بمداراه الناس کما امرنی باداء الفرائض
پروردگارم مرا به مدارا و سازش با مردم امر فرمود همان‌گونه که مرا به انجام واجبات، فرمان داد.
خداوند در قرآن کریم، رمز موفقیت و پیشرفت چشمگیر پیامبر را همین امر ذکر کرده است و وی را چنین می‌ستاید:
فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک
پس به سبب رحمت الهی، با خلق مهربانی و خوشخویی می‌کردی و اگر تندخو و سخت دل بودی مردم از گِرد تو پراکنده می‌شدند.
در جمله نخستین از این آیه، مهربانی و نرمی پیامبر را مستند به رحمت خدا می‌کند که چون خداوند نسبت به بندگان، مهربان است تو را درباره آنان این‌گونه نرم و مهربان قرار داده است و درجمله دوم تصریح می‌کند که اگر پیامبر، انسان تندخو، خشن و سنگدلی بود،‌مردم از اطرافش پراکنده می‌شدند و مفهوم آن این است که ای پیامبر! اگر می‌بینی مردم از هر سو به تو رو آورده و پروانه‌وار برگرد شمع وجود پاک و نورانی تو می‌گردند برای آن است که تو درست نقطه مقابل این صفاتی؛ دل‌رحم و مهربان هستی، با مردم، نرمی و مدارا می‌کنی و در روابط اجتماعی خشونت، غلظت و تندی نداری.
آری! رحم و انصاف و اظهار مهربانی درباره افراد، عامل جذب قلوب آنان و از سویی دیگر تندی و خشونت با مردم، عاملی بسیار مؤثر در طرد دل‌ها و فاصله انداختن میان انسان‌هاست.
انس بن مالک می‌گوید: «من با پیغمبر بودم و آن حضرت عبایی بر دوش داشتند که حاشیه آن بسیار غلیظ بود. ناگهان شخص عرب بیابانی آمد و آن عبا را بر گردن آن حضرت انداخت و با سختی و شدت تمام ایشان را کشید به طوری که حاشیه آن عبا در گردن مبارک آن حضرت، اثر گذاشت (و خراشیدگی ایجاد کرد) سپس گفت: «ای محمد! از اموالی که داری بر این دو شتر من حمل کن که اینها نه مال توست و نه مال پدرت!»
پیامبر مقداری سکوت کرده و سپس فرمود: «مال، مال خداست و من هم بنده خدایم.» بعد اضافه کردند: «آیا به خاطر این کارهایی که با من کردی از تو انتقام بگیرم؟» عرض کرد: «نه»، فرمود: «چرا؟» گفت: «برای اینکه تو بدی را با بدی پاسخ نمی‌گویی.» پیامبر خندید و سپس امر فرمود تا بر یک شتر او جو و بر شتر دیگرش خرما حمل دادند.»
برگرفته از کتاب «سیری گذرا در سیره‌ی رسول الله» اثر حضرت آیت الله کریمی جهرمی
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی-استوا

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: