سمير قنطار
ماجرای مبارز مشهوری که در زندان اسرائیل شیعه شد

داستان ۳۰ سال زندان سمیر قنطار با مبارزه ای بسیار سخت و نفس گیر همراه بوده است.او در نوجوانی و زمانی که پسر بچه ای ۱۷ ساله ،اما فرمانده عملیاتی سازمان جبهه مردمی فلسطین بود،با وجود اصابت شش گلوله و پس از شش ماه شکنجه بی رحمانه و با اطمینان و قدرت،از قاضی دادگاه اسراییل،که سمیر هیچ گاه برای او بر نخاست می پرسد:« آیا شما برای اجرای این حکم در مورد من در سرزمین های اشغالی فلسطین باقی می مانید؟ نه اسراییل عمری نخواهد داشتن تا مرا تا ابد در زندان نگه دارد»

 

سمیر قنطار

سمیر قنطار

 

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،«سمیر قنطار» قدیمی‌ترین اسیر لبنانی دربند رژیم صهیونیستی ۲۰ جولای ۱۹۶۲در روستای دروزی نشین «عیبه» از توابع استان «جبل» لبنان به دنیا آمد. در سال ۱۹۷۸ میلادی طی یک عملیات ضد صهیونیستی در شهر صهیونیست نشین «نهاریا» به اسارت در آمد و در لبنان «سردار اسرا» لقب گرفت. سمیر قنطار در تاریخ ۲۲ آوریل ۱۹۷۹ در حالی که تنها ۱۶ سال داشت به همراه سه تن از اعضای گروه فلسطینی “جبهه خلق برای آزادی فلسطین” به شمال اراضی اشغالی نفوذ کردند و به محل اقامت یک صهیونیست به نام “هاران” در شهر “نهاریا” حمله کردند و در اقدامی متهورانه او را ربودند. در همین زمان با نیروهای پلیس مواجه و با آنان درگیر شدند که در جریان این درگیری یکی از نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی کشته شد. در این درگیری وی از سوی نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی دستگیر شدند. سمیر قنطار در تاریخ ۲۸ ژانویه ۱۹۸۵ از سوی دستگاه قضایی رژیم صهیونیستی به پنج بار حبس ابد و نیز ۴۷ سال حبس محکوم شد و پس از تحمل بیش از سی سال زندان در ۱۶ ژوئیه ۲۰۰۸ میلادی و در تبادل جنازه دو سرباز اسرائیلی اسیر شده در جنگ اسرائیل و لبنان (۲۰۰۶) بین اسرائیل و حزب الله لبنان، به کشور لبنان تحویل داده شد.یعقوب توکلی؛پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه است که تاکنون کتاب هایی همچون «اسلام گرایی در مصر، «خاطرات علی امینی»،«خاطرات جهانگیر تفضلی»، «کنکاشی در تاریخ نگاری معاصر» و «دو نظریه تروریسم و فداکاری در تاریخ معاصر ایران» از او منتشر شده است.تازه ترین کتابی که از توکلی قرار است از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شود،کتاب خاطرات سمیر قنطار است.این کتاب مراحل آماده سازی را در سوره مهر طی می کند.

به عنوان اولین سوال چه شد که تصمیم گرفتید به سراغ نوشتن کتاب خاطرات سمیر قنطار بروید؟

شاید بیان خاطره شفاهی، برای گوینده آن نوعی تخلیه خاطر بوده باشد، اما برای کسی که به عنوان یک گزارشگر و یا مورخ پای صحبت خاطره گو می نشیند، هر صفحه از آن خاطرات، کشفی جدید را در حوزه تاریخ و تحولات زندگی اجتماعی رقم می زند.نسبت خاطره گو و مصاحبه کننده نسبت معدن با استخراج کننده آن است و هر قدر که معدن عظیم تر و دارای ذخایر بیشتر و بکرتر باشد ،شوق و شعف صاحب معدن به مراتب بیشتر و عمیق تر خواهد بود.در سال گذشته پیشنهادی را مطرح کرده و پی گرفتم که در ابتدا چندان به چشم نمی آمد:مصاحبه با سمیر قنطار، اسیر مشهور لبنانی که در افکار عمومی مشهور به مارکسیست بودن و ازدواج با دختر یهودی در زندان های اسراییل بوده است.

چرا می گویید در ابتدا چندان این کار به چشم نیامد؟

هنگامی که پیشنهاد را به طور جدی تری پی گرفته و مسئولان حوزه هنری را که در آن زمان مدیران میانی حوزه بودند قانع کردم که سمیر قنطار حرف های بسیاری برای گفتن خواهد داشت و لیستی از سوالات از او را که حدود ۲۵مورد می شد تهیه کردم، حتی بعضی از دوستان لبنانی ما هم چندان باور نمی کردند که سمیر قنطار چیزی برای گفتن داشته باشد. به نظر آنها آزادی سمیر قنطار تلاشی برای نشان دادن ضرب شست به اسراییل بوده و صرف نظر از این او نه ارزش تئوریک دارد و نه ارزش ایدئولوژیک؛اما من از ایده ام کوتاه نیامدم تا این که رییس انتشارات سوره مهر امید داد که این مصاحبه می تواند زمینه ای برای ورود صاحب این قلم به موضوع تاریخ مقاومت باشد و با امید به خدا زیر بار هزینه و ریسک اجرای این برنامه رفتیم.

گفتید که از نظر بعضی از دوستان لبنانی سمیر قنطار چندان جایگاه تئوریک و ایدئولوژیک ندارد و آزادی او تنها یک ضرب شست بوده، پس راوی این کتاب چه اهمیتی دارد؟

هیچ کس نمی دانست که سمیر چه حوادثی را دیده، چه اتفاقاتی در زندان های اسراییل بر سر او رفته و چقدر برای اسراییل اهمیت داشته است و چرا سید حسن نصرالله – که سمیر همیشه از او به نام سماحه القائد و یا سماحه سید یاد می کند- صریحا و رسما اعلام کرد: «اگر ما از مزارع تبعا و کفرشوبا بگذریم از سمیر قنطار نمی گذریم. حتی اگر شما بگویید که او یک مارکسیست است.»

خود راوی یعنی سمیر قنطار چه واکنشی به درخواست شما نشان داد،منظورم این است که وقتی خواسته شما مبنی بر انجام مصاحبه و تدوین آن به صورت کتاب خاطرات را شنید راحت این امر را پذیرفت؟

هنگامی که سمیر قنطار را در لبنان دیدم خود او نیز چندان باور نداشت که حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد. به او گفتم: «من جوانی ۲۰ ساله بودم که در راه سفر تحصیلی و رفتن و آمد به تهران، گزارش محاکمه نلسون ماندلا رهبر جبهه آزادی بخش افریقای جنوبی را خواندم و به همین دلیل هنوز به او علاقه مندم و نسبت به سرنوشت او حساسیت به خرج می دهم.همین طور نسبت به زندگی های بسیاری دیگر.می دانم که زندگی و مبارزات شما هم می تواند الگویی برای جوانان و مردم خاورمیانه و جهان باشد.اما باید این را هم تاکید کنم که اصلا در موضع تملق نیستم و با همین اعتقاد این همه راه را آمده ام.

سمیر نیز با ناباوری پا به عرصه مصاحبه گذاشت اما توانایی عجیبی در بیان خاطرات و گذشته زندگی خود و مبارزاتش نشان داد.توانایی که نشان از انضباظ و دقت ذهنی و هوشمندی و توجه او نسبت به جنبه های مختلف قضایا و مهم تر از همه حافظه عجیب او در ثبت موضوعات؛ وی همچنین زبانی روان در بیان حوادث داشت.دو جلسه گذشته بود که مصاحبه ما جهت خود را پیدا کرد و همان دوستانی که از پذیرش موضوع امتناع داشتند این بار هر روز بعد از مصاحبه مرا در آغوش گرفته و خوشحال از کشف عظیمی که حاصل شده به رسم مهربانی لبنانی ها ابراز لطف می کردند و من به خوبی می دیدم که سمیر در مسیر استخراج چه معدن عظیمی از حوادث تاریخ معاصر خاورمیانه، جنایات اسراییل و مظلومیت مردم فلسطین و لبنان و جنایات کریه غرب در منطقه است.

انجام مصاحبه با سمیر قنطار به چه صورتی بود؟

مصاحبه با سمیر قنطار ساعت های متوالی در شرایطی بسیار حساس ادامه پیدا کرد و این در حالی بود که جوخه های ترور موساد،شهید محمد المحبوح یکی از رهبران حماس را به شهادت رسانده و هشدار داده بودند که نفر بعدی سمیر قنطار است. سمیر خودش می گفت: «اسراییل وقتی چیزی را اعلام می کند از انجام آن ابایی ندارد.آنها مرا از زندان آزاد کردند تا در خارج از زندان مرا به شهادت برسانند.»این وضعیت، برقراری ارتباط ما را با سمیر مشکل تر کرد و آمد و شدها نامنظم تر و و تعجیل برای اتمام گفت و گوها بیشتر شد.اما سمیر همچنان صبور و منظم و علاقه مند و با اشتیاق بیشتر می آمد و همه حوادث را به خوبی توضیح می داد.

لذا با دوربین و استودیوی حرفه ای،برنامه های گفت و گو را ضبط می کردیم و بعد از رفتن سمیر به بازنویسی متن می پرداختیم.دو سه نفر از دوستان را هم برای یادگیری و آموزش کارگاهی به جلسه مصاحبه آورده بودیم تا اصول و روش های مصاحبه را به صورت عملی بیاموزند و در عمل تجربه مصاحبه برای تاریخ شفاهی را داشته باسند.

خاطرات سمیر قنطار حول چه مسائلی می چرخید؟

سمیر از حقایق بسیاری سخن گفت، از عملیاتش،از جنایات اسراییل در کشتن دختر دانی هاران و از خفه کردن دختر دیگرش توسط زن دانی هاران.از عملیات تهور آمیز آن ها در شهر نهاریا،از گلوله های بسیاری که خورد و از شکنجه های طولانی مدتی که شد؛شکنجه هایی که به شدن سخت و آزار دهنده بود، طوری که وقتی پزشک سوییسی صلیب سرخ پس از شش ماه از دستگیری بدن سمیر را دید زار زار گریست.

سمیر از انواع رفتارهایی گفت که به قول مناخیم بگین،نخست وزیر اسراییل قرار بود به حدی سخت و بیرحمانه باشد که به عقل شیطان هم نرسد.از اعتصاب غذاهای مختلف زندانیان فلسطینی ،از مرگ خاموش در زندان های اسراییلی،از شکنجه های فراوانی که تحمل آن برای هیچ انسانی قابل تصور نیست،از شکنجه هایی که من آنها را «شکنجه ارزان» نامیدم.عجیب اینکه همین مربیان اسراییلی شکنجه،چه روش های گرانی از شکنجه را به بازجویان ساواک یاد داده بودند تا بتوانند منافع بیشتری به جیب بزنند.

به عنوان یک تاریخ نگار و کسی که سال ها در زمینه مسائل تاریخی ایران و جهان اسلام کار کرده اید، داستان زندگی سمیر قنطار چگونه مبارزه ای را به تصویر می کشد؟

داستان ۳۰ سال زندان سمیر قنطار با مبارزه ای بسیار سخت و نفس گیر همراه بوده است.او در نوجوانی و زمانی که پسر بچه ای ۱۷ ساله ،اما فرمانده عملیاتی سازمان جبهه مردمی فلسطین بود،با وجود اصابت شش گلوله و پس از شش ماه شکنجه بی رحمانه و با اطمینان و قدرت،از قاضی دادگاه اسراییل،که سمیر هیچ گاه برای او بر نخاست می پرسد:« آیا شما برای اجرای این حکم در مورد من در سرزمین های اشغالی فلسطین باقی می مانید؟ نه اسراییل عمری نخواهد داشتن تا مرا تا ابد در زندان نگه دارد».

نبض جوانک ۱۷ ساله ناسیونالیست که وقتی ما در اوج درگیری های انقلاب اسلامی بودیم مرحله به مرحله انقلاب اسلامی ایران را در زندان های اردن و اسراییل می پایید.آرام آرام و با مقاومت شیعی می زند.او با وجود تجربه همه گروه های سیاسی و با وجود ۴ هزار جلد کتابی که خوانده و با این که از سال ۱۹۹۰ تا زمان آزادی اش،یعنی به مدت ۱۸ سال هیچ گونه ملاقاتی نداشته است. چشم بر مقاومت حزب الله می گشاید و شهادت هادی نصرالله،افق جدیدی را در را ه زندگی اش می گشاید.فرایند بسیار سخت مبادله اسرا،هیچ گاه در مورد سمیر قنطار به اجرا در نیامد.بارها زندان ها پس از مبادله تخلیه می شدند،اما سمیر تنها در زندان می ماند .درک این لحظات و روزها و تجربه فداکاریها و گذشت ها و تحول شخصیت یک جوان دروزی،در نهایت غربت و تنهایی که به رهبر مبارزات درون زندان علیه اسراییل مبدل می شود.نشان از حقایق فراوانی دارد که نوشته های بسیاری می طلبد تا عظمت و اهمیت خاطرات سمیر قنطار و حقایقی را که هر انسانی – یهودی،مسحیی یا مسلمان – باید بداند بیش از پیش جلوه گر کند.

الان که این کار انجام شده و در مرحله آماده سازی کتاب خاطرات سمیر قنطار هستیم نظرتان در مورد این خاطرات چیست؟

بنظرم همه آنهایی که می خواهند یک زندگی بسیار ویژه انسانی و اخلاقی، یک پرونده خاص سیاسی و انقلابی و یا یک فرایند بسیار عمیق نظری و درک حقایق هستی را تجربه کنند و نیز آنهایی که می خواهند یک کتاب بسیار هیجان آور را بخوانند و مدت ها با آن زندگی کنند، می توانند در انتظار انتشار خاطرات سمیر قنطار باشند.

کانال رسمی  سایت رهیافتگان در تلگرام https://telegram.me/rahyafte_com

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: